ایران و اعتراضات جدید عراقی ها

مشتاق الحلو مسئول گروه شیعه شناسی

ايران اعتراضات مردمی در عراق را به عنوان قیام ضد ایران تلقی می کند، چراکه فاسدترین سیاستمداران عراق کسانی هستند که از حمایت ایران برخوردارند.

موج راهپیمایی های گسترده فعلی در عراق تعجب ناظران را برانگیخت. مسلما ده ها دلیل برای قیام مردم عراق وجود دارد از قبیل آواره شدن میلیونها عراقی در داخل و خارج از کشور، بی سرپرست ماندن هزاران کودک یتیم، بی سوادی صدها هزار کودک و نوجوان و افت شدید سطح آموزش، بیکاری و زیر خط فقر ماندن میلیونها نفر، انتشار مواد مخدر و بیماریهای مختلف، تعطیلی کارخانه ها و کاهش زمینهای کشاورزی، افزایش میزان بدهی خارجی، فروش هزار میلیارد دلار نفت در دهه اخیر بدون آنکه اثری از آن در آبادانی کشور دیده شود و... تظاهرات گسترده قبلی اما با دعوت و حمایت علما و بیشتر احزاب از قبیل جریان صدر، حزب کمونیستی عراق یا برخی احزاب سنی بر پا می شد و جنبشهای خودجوش معمولا با هدف رسیدگی به یک مشکل خاص مانند کمبود آب و یا برق در سطحی محدود و منطقه ای صورت می گرفت، اما اعتراضات کنونی بدون فراخوان هیچ حزب و گروه یا رهبر و به صورتی کاملا خودجوش برپا شده است.

گروه سنی شركت كنندگان در این اعتراضات نشان می دهد که درک سیاسی خود را پس از ٢٠٠٣ به دست آوردند. نسلی که با انواع ایدئولوژی ها آشنا نیست و حتی صدام حسین را نمی شناسد. این نسل با احزاب اسلامگرا و به ویژه نزدیک به ایران که نماد فساد و تبعیض و ظلم و فقرند، آشنا شده است. از سوی دیگر، دسترسی این نسل به شبکه های ماهواره ای و رسانه های ارتباط جمعی موجب شد از اوضاع دیگر ملتها باخبر باشند.

معترضان احساس می کنند ثمره اعتراضات سال ٢٠١٥ به سرقت رفت و دستاوردهای آن میان سیاستمداران تقسیم شد و اراده ای جدی برای اصلاح و رفع مشکلات وجود ندارد. به این دلیل این بار و بر خلاف دفعات قبلی، منتظر رهبری هیچ سیاستمداری نشدند و به طور خودجوش، خشم خود را ابراز کردند.

زمینه ها و عوامل اعتراضهای اخیر

گذشته از فساد نظام سیاسی و نبود خدمات اساسی و عدالت از ٢٠٠٣ تاکنون، وقوع چند اتفاق در هفته های اخیر موجب منفجر شدن خشم فروخورده جوانان شد:

  -   اظهارات سفیر ایران در بغداد مبنی بر اینکه در صورت حمله به ایران، نیروهای امریکایی حاضر در عراق را هدف حملات خود قرار خواهند داد، که با هیچ واکنشی از طرف وزارت امور خارجه عراق روبرو نشد، اگرچه پس از آغاز تظاهرات او را احضار کرد.

  -   ضرب و شتم کارمندان کنسولگری عراق در شهر مشهد توسط نیروهای امنیتی ایران.

  -   تخریب دکه های دستفروشان در شهرهای مختلف به بهانه تجاوز به املاک عمومی بدون ایجاد راه حل جایگزین، و در عین حال عدم محاکمه شخصیتهای سیاسی بانفوذی که صدها هزار دلار از اموال مردم کشور اختلاس و یا سوء استفاده کردند.

  - استعفای علاء الدين العلوان، وزیر تکنوکرات و آکادمیک بهداشت و محیط زیست به دلیل  کارشکنی، تخریب و باج خواهی و دخالت احزاب و گروه های سیاسی در روند اصلاح ساختار بهداشت و درمان این کشور و مبارزه با فساد اداری.

  - ضرب و شتم صدها تن از دانش آموختگان بیکار معترض از طرف نیروهای امنیتی.

  - اما مهمترین رویدادی که بیشترین واکنش اجتماعی را در پی داشت، برکناری عبدالوهاب الساعدی؛ سپهبد معروف جنگ با داعش، از فرماندهی نیروهای ضد تروریسم بود که موجی از اعتراضات را به دنبال داشت و عدم عقب نشینی نخست وزیر (فرمانده کل قوا) از این حکم خود. این اتفاق در حالی         رخ می دهد که حس ملی گرایی در جوانهای عراق در حال رشد است و به ویژه نسبت به اظهارات توهین آمیز مقامات ایرانی نسبت به عراق و یا حضور شبه نظامیان مورد حمایت ایران در کشور خود بسیار حساس شده اند. به این دلیل، عزل این فرمانده وطن دوست را کار ایران دانستند.

  - آغاز پیاده روی اربعین به سمت کربلا نیز در وقوع این اعتراضات بی تأثیر نبود.

خواسته هاى تظاهرکنندگان

بر خلاف روند سیاسی معمول در جهان، همه نیروهای سیاسی در عراق در حکومت حضور دارند و بنابر این نمی توانند اعتراضات را رهبری کنند. از آنجایی که اعتراضات کنونی نه رهبری نه کمیته هماهنگ کننده و نه حتی نمایندگان و سخنگویانی دارد، دانستن دقیق خواسته های معترضان آسان نیست ولی روشن است که این بار خواسته های معترضان از خدمات اساسی فراتر رفته و اصل مشروعیت نظام را هدف گرفته است. از شعارهایی که سر داده می شد، به نظر می رسد مهمترین خواسته های معترضان عبارتند از:

  -   تحقق عدالت اجتماعی.

  -   تغییر نظام و اصلاح قانون اساسی به ویژه قانون انتخابات.

  -   محاکمه مفسدان و اختلاسگران.

  -   حفظ استقلال کشور در قبال دخالتهای خارجی به ویژه ایران.

مواضع احزاب، شخصیتهای سیاسی و مرجعیت

تاکنون بیشتر سیاستمداران و مسئولان حکومتی از اظهار نظر در مورد این اعتراضات خودداری کرده اند. جناحهای طرفدار ایران صریحا با تظاهرات مخالفت کرده و افرادی از قبیل قیس خزعلی آن را نتیجه توطئه بین المللی و دستهای خبیث داخلی شمردند که با این قضاوت، سرکوب و کشتن معترضان قابل توجیه می شود. گروه های دارای گرایشات ملی گرایانه مانند عمار حکیم، از دستگاه های امنیتی خواست با خردورزی با معترضان رفتار کنند و نسبت به استفاده از زور و سرکوب هشدار داد. مقتدی صدر با تداوم تظاهرات مواضع رادیکالتری اتخاذ کرد. نخست در عین حمایت از اعتراضات، از طرفداران خود نخواست در اعتراضات شرکت کنند تا رنگ حزبی به خود نگیرد. سپس از نمايندگان ائتلاف "سائرون" خواست تا زمان ارائه برنامه مورد رضایت مردم توسط دولت، عضویت خود در پارلمان را به حالت تعلیق در آورند. بعدا، به دلیل کشته شدن شماری از جوانان معترض خواستار استعفای کابینه و برگزاری انتخابات زودهنگام با نظارت سازمان ملل متحد شد. پس از او، حیدرالعبادی نخست وزیر سابق نیز خواستار استعفای کابینه و برگزاری انتخابات زودهنگام شد. در پی آنها اسامه النجیفی، رئیس اسبق پارلمان عراق نیز نمایندگان ائتلاف خود را به تعلیق عضویت خود در پارلمان دعوت کرد و موضع مقتدی صدر و حیدر العبادی را تأیید کرد.
پیام مرجعیت چهار روز پس از آغاز تظاهرات و در نماز جمعه قرائت شد. در این پیام مرجعیت، ضمن مقصر شمردن قوه قضائیه به دلیل عدم مقابله کافی با فساد، از سه قوه خواست سریعا گامهای روشنی در جهت "اصلاحات واقعی" بردارند و در این راستا مسئولیت پارلمان را بیشتر دانست. اما بسیاری از ناظران و طرفداران مرجعیت این پیام را در خور اتفاق رخ داده نمی دانند.

مواضع جامعه بین الملل

وزارت امور خارجه امريكا در بیانیه ای، ضمن تأکید بر مشروعیت حق اعتراض، از تظاهرکنندگان و دولت خواست تنش را کاهش دهند. این کشور پس از آنکه عراق را به ویرانی کشاند و نهادهای دولتی و نظامی اش را نابود و ایران را وارد عراق کرد، بازی را به نفع تهران باخت. اکنون هر گونه قیام مردم را دردسر جدیدی برای خود می بیند و به این دلیل به دنبال آرامش و سکوت مردم عراق است تا بتواند بیشتر به دیگر مشکلات خود برسد.

کمیسیون اتحاديه اروپا از نیروهای امنیتی خواست در برخورد با اعتراضات خویشتنداری بیشتری از خود نشان دهند. سازمان عفو بین الملل از حکومت عراق خواست تحقیقات "بی طرفانه و مستقل" در مورد قتل معترضان توسط نیروهای امنیتی در این کشور را آغاز کند. سازمان ملل نیز از گفتگوی نخست وزیر با معترضان و تحقیق در حوادث پیش آمده استقبال کرد.

موضع ایران

دستگاه های رسمی و غیر رسمی جمهوری اسلامی از ابتدا، اعتراضات را به امریکا، اسرائیل و سعودی نسبت داده است. وزارت امور خارجه ايران اعلام كرد كه اطمینان دارد دولت و ملت عراق اجازه تداوم برخی تحرکات را که باعث سوء استفاده بیگانگان خواهد شد، نمی‌دهند. امامی کاشانی امام جمعه موقت تهران، هدف از برپایی این تظاهرات را ایجاد مزاحمت برای اربعین حسینى دانست. اعرافی امام جمعه قم نيز گفت دستهایی وجود دارد تا بین ملت ایران و عراق اختلاف ایجاد کنند. روزنامه كيهان سكوت در قبال جنایتکاران (امریکا، اسرائیل وعربستان) و سردادن شعار علیه نجات دهندگان و حامیان عراق (ایران و حشد شعبی طرفدار ایران) را دلیل مهندسی اعتراضات دانست.

دلیل مخالفت ایران با قیام مردم عراق و ربط دادن آن به امریکا و اسرائیل، این است که جمهوری اسلامی، قیام عراقی ها ضد دولت خود را به عنوان قیام ضد ایران تلقی می کند، چراکه فاسدترین سیاستمداران عراق کسانی هستند که از حمایت ایران برخوردارند و جمهوری اسلامی همیشه جلوی محاکمه آنها را می گیرد.

عملکرد حکومت در قبال اعتراضات

سیستم سیاسی عراق به بن بست رسیده و توانایی شنیدن پیام ملت و تحقق خواسته های آن را ندارد. به این دلیل، هر بار تنها به سرکوب و وعده و وعید دروغین دست می زند. در پی اعتراضات استان بصره در تابستان ٢٠١٨، بیش از ٢٠ نفر جان خود را از دست دادند، ولی حکومت جز خواباندن آن، هیچ برنامه ای برای تحقق خواسته های معترضان نداشت. لذا کاملا طبیعی است که این مشکل روز به روز نمود بیشتری داشته باشد.

معترضان معتقدند که در اولین روز اعتراضات یعنی سه شنبه یک اکتبر، کمیته ای متشکل از از فرماندهان حشد طرفدار ایران و مدیر دفتر نخست وزیر با حضور قاسم سلیمانی برای سرکوب اعتراضات تشکیل شد. نحوه عملکرد دستگاه های امنیتی با اعتراضات مردمی یادآور نحوه برخورد با اعتراضات ملت ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٨ می باشد. این سیاست متشکل از چند عنصر مشخص است:

  -   متهم ساختن جوانان معترض به ارتباط با عوامل خارجی و تخریب آنها با صحنه سازی و استفاده از امکانات تبلیغاتی دولت.

  -   قطع کردن اینترنت و شبکه های تلفن همراه.

  -   ورود افرادی میان تظاهرکنندگان که اقدام به تخریب اموال عمومی و خصوصی می کنند. برخی دستگاه های امنیتی رسمی عراق به وجود تک تیزاندازهای ناشناسی اعتراف کردند که به سمت برخی از تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی تیراندازی کردند.

  -   حمله به دفاتر شبکه های تلویزیونی برای جلوگیری از پوشش خبری اعتراضات، تهدید خبرنگاران و دستگیری فعالان مدنی و رسانه ای.

  -   استفاده از خشونت شدید علیه معترضان و قتل جوانان با شلیک تیر مستقیم.

زمانی که تمامی این اقدامات، نتوانست جوانان را به خانه های خود باز گرداند، رؤسای سه قوه سعی کردند با دادن وعده و وعیدهایی مردم را آرام کنند. اما سخنرانی نخست وزیر و رئیس پارلمان نشان داد که آنها توانایی درک خواسته های مردم را ندارند. به همین دلیل، پیام آنها به جای آرام کردن، بر خشم مردم افزود.

اعتراضات به کجا خواهد انجامید؟

پیش بینی آینده چنین جریانهایی کار ساده ای نیست به ویژه در شرایطی مشابه وضعیت کنونی عراق. چنانچه در سوریه شاهد بوده ایم، ایران علیرغم اینکه همسایه آن کشور نیست، برای حفظ منافع خود در سوریه تمام تلاش خود را برای بقای رژیم اسد به کار بست. در مورد عراق که طولانی ترین مرز با ایران را دارد و ایران در آن دارای منافعی به مراتب بیش از سوریه است، مسلما آن را به راحتی رها نمی کند و تلاش خواهد کرد اوضاع موجود را به همین حالتی که هست، حفظ کند.

در کابینه قبلی، العبادی از فرصت اعتراضات مردم برای انجام اصلاحات محدودی استفاده کرد. عبدالمهدی هم می توانست از این فرصت استفاده کند، ولی نیروهایش تظاهرکنندگان را با توسل به زور سرکوب کردند و مشروعیتش خدشه دار شد. به نظر می رسد او با بحران مشروعیت روبرو خواهد شد و ممکن است نتواند در قدرت باقی بماند، و اگر هم بماند، برای حفظ پست خود، حاضر خواهد بود هر امتیازی را به ایران و گروه های شبه نظامی اش بدهد.

نتیجه اعتراضات هرچه باشد، رشد حس ملی گرایی در میان جوانان، عبور از تقسیم بندیهای قومی و مذهبی، عبور از مرجعیت دینی و سیاسی نشان می دهد که جوانان عراق مسیر درست را مشخص کرده و در آن قدم نهاده اند و این برای پا گرفتن دموکراسی نوپای عراق و استقلال آن از اهمیت بسیاری برخوردار است.
 

عراق، تظاهرات، ایران، عادل عبدالمهدی

'مست عشق' و دعوای فقیه و صوفی

مشتاق الحلو

تباین میان متصدیان امور دینی، سیاسی و اجتماعی از یک طرف و جامعه از طرف دیگر، زنگ خطری است که اگر همچنان جدی گرفته نشود، آسیبهای زیادی را برای جامعه در پی خواهد داشت.

گمانه زنی ها در مورد جانشینی آیت الله سیستانی

مشتاق الحلو

شاید دیگر هیچ مرجعی جایگاهی چون سیستانی و یا مراجع پیش از وی را نیابد. اما این سخن بدان معنی نیست که در آینده نزدیک این نهاد تعطیل شده و یا اهمیت خود را از دست خواهد داد.