رشد ملی گرایی و روز کوروش کبیر

امید باشار کارشناس ارشد گروه جامعه - فرهنگ

به نظر می رسد بحث بر سر شخصیت و میراث کوروش بیش از آنکه مورد بررسی مورخان باشد، مورد توجه جامعه شناسان و سیاستمداران خواهد بود.

در سالهای اخیر، دسته ای از باستان گرایان ایرانی روز ٧ آبان، در ویرانه های به جا مانده از دوره هخامنشیان یعنی پاسارگاد، در اطراف مقبره منتسب به کوروش بزرگ، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، گرد هم می آیند و جشن می گیرند. این امر حاکی از آن است که باستان گرایی همچنان به عنوان یک گرایش نوستالژیک در بین گروه هایی خاص به قوت خود باقی است. در اعتراضات دی ماه ١٣٩٦، شعارهای مانند «کوروش پدر ماست، ایران وطن ماست»، «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، «من ایرانی هستم، عرب نمی ‌پرستم» ابتدا باعث واکنش برخی مراجع تقلید از جمله آیت الله نوری همدانی شد و پس از آن، تدابیر امنیتی علیه سازمان دهندگان مراسم، حاکی از آن بود که حکومت اجازه برگزاری چنین مراسمی را نخواهد داد. در نتیجه تشدید اقدامات امنیتی در اطراف پاسارگاد طی سه سال گذشته، هیچ مراسمی برگزار نشد. با وجود تشویق رسانه های فارسی زبان خارج کشور به برگزاری این مراسم، اما باز هم تجمع مقابل مقبره کوروش برگزار نشد.

با این حال، توئیت وزیر امور خارجه امریکا در حمایت از برگزاری این مراسم: "دولت ایالات متحده از حق مردم ایران برای گرامیداشت میراث کوروش که رژیم از آن جلوگیری می کند، حمایت می کند" شایان توجه بود. وزارت امور خارجه اسرائیل نیز با انتشار پیام تبریک، تجلیل از این روز را از یاد نبرد.

روز کوروش بزرگ چه روزی است؟

استوانه منسوب به کوروش، لوحی از گل پخته است که به خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده است و به نظر می رسد متن موجود در لوح استوانه ای توسط کاتبی به نام مردوک از اصل آن کپی شده است. در این استوانه، رویدادهای قبل و بعد از پیروزی کوروش در بابل را، گاهی از زبان خود کوروش وگاهی از زبان شخص سوم با افتخار هرچه تمامتر روایت می شود. اصل این سنگ نوشته در موزه بریتانیا نگهداری می شود و بدلی از آن هم در مقر سازمان ملل در نیویورک وجود دارد.

گذشته از روایتهای بحث برانگیز درباره لوح و زندگی کوروش١ ، به ویژه از سوی مورخان یهودی در غرب، وجود مفاهیمی چون صلح و آزادی در این لوح باعث شده است که از آن به عنوان اولین سند حقوق بشر یاد شود. هفتم آبان سالروز ورود کوروش به بابل را باستان گرایان از سال ١٣٨٣ تاکنون، "روز کوروش کبیر" می نامند. بر اساس برخی روایتها، زمانی که کوروش در سال ٥٣٩ پیش از میلاد وارد بابل شد، به یهودیان مقیم این شهر كه به عنوان برده زندگی می کردند، اجازه داد به اورشلیم برگردند. این تاریخ که در تقویم رسمی ایران ثبت نشده است، به عنوان میراث بشریت به ویژه از سوی ایرانیان مقیم خارج یاد می شود. وجود مفاهیم امروزی مانند حقوق بشر، آزادی و عدالت در منشور کوروش و تأکید بر اینها از طرف ملی گرایان، ماهیت فرهنگی این روز را به دستاویزی سیاسی تبدیل کرده است.

کوروش، نماد اوج گیری باستان گرایی

تب باستان گرایی در ایران در سالهای پایانی دوره قاجاریه (١٣٠٤-١١٦٠) بالا رفت. با این وجود، در دوره پهلوی انتصاب روشنفکران ملی گرا به سمتهای مهم توسط رضاشاه، باستان گرایی را به ایدئولوژی غیر رسمی کشور تبدیل کرد. سیاستهای فرهنگی جدید از یکسو شکل گیری هویت اسلامی را به تأخیر می انداخت و از سوی دیگر با نسبت دادن خود به دوران شکوهمند امپراتوری بزرگ پارسی و معرفی خود به عنوان نوادگان پارس، یک هویت ایرانی جدیدی را ایجاد می کرد. بدون تردید در بین مؤلفه های این هویت، ملیت بر دین تقدم دارد. در حالی که آینده این مهندسی اجتماعی در ایران هنوز مشخص نبوده، محمدرضا شاه میراث ایران پیش از اسلام را در هویت ایرانی پررنگتر کرده است.

شاه که با مداخله انگلیس، حاکمیت سیاسی را از طریق کودتا در اختیار گرفت، در سال ١٣٣٢ پس از آنکه مصدق را طی عملیات سرویسهای اطلاعاتی غربی سرنگون کرد، با بحران جدی مشروعیت روبرو شد. هم آغاز انقلاب سفید در سال ١٣٤١، و هم برگزاری جشنهای ٢٥٠٠  ساله به عنوان سالگرد حکومت شاهنشاهی ایران در سال ١٣٥٠ در تخت جمشید را می توان در همین راستا ارزیابی کرد. در مراسم یاد شده، شاه با گفتن جملاتی مانند "آسوده بخواب کوروش زیرا که ما بیداریم!" با خطاب قرار دادن کوروش، از یکسو مشروعیت خود را تأمین می کرد و از سوی دیگر به سلطنت خود به عنوان میراث کوروش عمق تاریخی می بخشید. بدون شک جایگاه نوه یک امپراطوری باشکوه بسیار بالاتر از جایگاه فرزند یک ژنرال کودتاچی است. به عبارت دیگر، شاه با بهره برداری از تاریخ ایران باستان و كوروش كه به عنوان "عصر سعادت" قلمداد می شد، سعی داشت مبنایی مشروع برای تاج و تخت خود ایجاد كند. اگرچه ایران توسط سلسله های مختلف اداره شد، اما شاه در تلاش بود تا به مردم القا کند که هویت ایرانی پدیده ای مداوم در طول تاریخ است. لازم به ذکر است که تفکر استمرار در حال حاضر هم یکی از برجسته ترین نکات مورد تأکید روشنفکران ملی گرا است.

پرواضح است كه انقلاب اسلامی ایران احساسات و سیاستهای ناسیونالیستی را خدشه دار می كند. زیرا انقلاب هم یک نگاهی فرامرزی داشت و هم نخبگان مذهبی می خواستند امت گرایی را جایگزین ملی گرایی کنند. ایران قبل از اسلام از ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی حذف شد. با این وجود، ریشه کن کردن تفکرات حاکم بر جامعه در ٥٣ سال حکومت پهلوی و پاک کردن حافظه جمعی ایرانیان و به ویژه فارسها کار ساده ای نیست. علاوه بر این، هویت ایرانی به دلیل موقعیت جغرافیایی ایران و احاطه آن توسط عربها و سنی ها و علیرغم تأثیرات مثبتی که بر تاریخ و تمدن بشری نهاده بود، هنوز مورد قدردانی نگرفته و همچنان در جایگاه "دیگری" قرار دارد٢ .

جنگ هشت ساله میان ایران و عراق و متعاقبا تحریمهای امریکا و سایر مشکلات، نظام را با مشکل تربیت نسلی که پایبند به اصول انقلاب یا به اصطلاح دقیقتر هویت جدید ایرانی باشد، مواجه کرده است. به همین دلیل، نمی توان ادعا کرد که اكثر كسانی كه پس از انقلاب اسلامی ایران به دنیا آمدند، دارای هویت غالب شیعه و انقلابی (و به اصطلاح حزب اللهی) هستند. گرایش جامعه و به ویژه جوانان به سکولاریسم، حتی گاهی توسط خود روحانیون نیز بیان می شود. مشکلات اقتصادی از قبیل نابرابری در توزیع درآمد، بیکاری، سطح پایین رفاه اجتماعی، فساد، مشکلات ناشی از تحریمها و غیره موجب ایجاد نارضایتی در جوانان شده است. گذشته باشکوه تبدیل به پناهگاهی شده است برای دسته ای که از وضعیت خود راضی نیستند. تفکر باستان گرایی به گریزگاهی برای فرار جوانان شهرنشینی تبدیل شده است که شیوه های دیکتاتوری رژیم پهلوی را تجربه نکرده اند. در مقابل این عامل داخلی رشد باستان گرایی، حمایت مخالفان از این جنبش سیاسی به منظور تضعیف حکومت هم عامل خارجی به حساب می آید.

واکنش دولت

عملکرد محتاطانه نظام جمهوری اسلامی در برابر گره خوردگی هویت کوروش و رژیم پهلوی، امری طبیعی است. زیرا کوروش به صورت نماد و عنصر هویتی جایگزین و جدید از سوی مخالفان تبدیل شده است و این امر تهدیدی برای حکومت تلقی می شود. علاوه بر این، تجمعات پاسارگاد در واقع تبدیل به ابزاری برای ستایش شاهنشاهی شد که توسط انقلاب اسلامی سرنگون شده بود و این البته برای حکومت قابل قبول نیست. با این حال، نظرات نخبگان سیاسی، فرهنگی و مذهبی درباره این مسئله با یکدیگر متفاوت است. واکنشها را می توان زیر سه عنوان به شرح زیر ارزیابی کرد:

ملی گرایان فارس: به اعتقاد این گروه، حکومت باید کوروش را به عنوان یکی از شخصیتهای افتخارآمیز تاریخی گرامی بدارد. از نظر آنها، ارج ننهادن به کسی که مورد احترام دنیاست، به معنای رد میراث آن می باشد. به علاوه کوروش یکی از نمادهای وحدت و همبستگی ملی ایران است.

میانه روها: این دسته معتقدند که در صورتی که کوروش و میراث آن به نماد مقابله با اصول نظام و ابزاری برای مخالفت با هویت دینی تبدیل نشود، باید حفظ شود. افزون بر این، آنها با اشاره به تفسیر برخی مفسران ایرانی مبنی بر یکی بودن کوروش و حضرت ذوالقرنین که در سوره کهف ذکر شده –با صرف نظر از صحت و سقم این ادعا-، سعی در اعطای وجهه دینی به چهره تاریخی کوروش دارند.

مخالفان: این گروه معتقد است برگزاری روز بزرگداشت کوروش درچارچوب سیاسی ایران چیزی فراتر از ستایش و تجلیل جایگاه شاه نخواهد بود. در شرایط کنونی نیازی به حفظ و احیای میراث رژیم پهلوی نیست. علاوه بر این، برگزاری چنین فعالیتهایی در تناقض با تفکرات آیت الله خمینی است.

نتیجه گیری

انتظار قرار گرفتن "روز کوروش کبیر" در تقویم رسمی در کوتاه مدت دور از ذهن است. با این حال، حکومت ممکن است با نگاه عملگرا به این امر و دادن آزادی کنترل شده ای به برگزاری این مراسم، بهره مند شدن از این حرکت جدید سیاسی را ترجیح دهد. همانطور که نشانه هایی از این طرز نگاه در دوران احمدی نژاد بارها دیده شد. علاوه بر این، حسن روحانی نیز در استفاده از نام کوروش در مجامع بین المللی دریغ نمی کند. نظر روحانیون در مورد این موضوع هم ممکن است با گذشت زمان تلطیف شود٣ . اما به نظر می رسد که بحث بر سر شخصیت و میراث کوروش بیش از آنکه مورد بررسی مورخان باشد، مورد توجه جامعه شناسان و سیاستمداران خواهد بود. نکته ای که در پایان بایستی بدان اشاره شود، این است که سمت و سوی نهایی باستان گرایی که روز به روز طرفدارانش در حال افزایش هستند و به طور جدی از اندیشه عرب ستیزی تغذیه می شود، مشخص نیست.

 

 

١. اکثریت قابل توجهی از مطالعات تاریخ ایران باستان در خارج از ایران انجام شده است. انتقادات جدی نسبت به کیفیت آثاری که در دوره رضاشاه نوشته شده، وجود دارد. همچنین برخی مورخان ایرانی از جمله ناصر پورپیرار (١٩٤٠-٢٠١٥)معتقدند که بیشتر نوشته ‌های غربی درباره تاریخ ایران باستان منعکس کننده حقیقت نیستند.

 ٢ . در همین زمینه، توجه، تجدید چاپ مکرر و معرفی کتاب "دو قرن سکوت" اثر عبدالحسین زرین كوب به عنوان کتاب برتر در جمهوری اسلامی شایان توجه است.

٣ .  در این راستا، اظهارات آیت الله بروجردی، در دیدار با رئیس انجمن روحانیون زرتشتی و تقدیر وی از منشور کوروش قابل توجه است.

باستانگرایی، ملی گرایی، کوروش، ٧ آبان

تركی، زبانی گیر افتاده میان نظام و ملی گرایان ایرانی

امید باشار

زبان ترکی در ایران در کوتاه مدت از سویی از جانب حكومت مورد احترام قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر، موجب ناراحتی برخی از گروه های ملی گرا خواهد شد.

مشروطه ایرانی از نگاه جمیل سعید بیگ

امید باشار

جمیل سعید بیگ، جنبش مشروطه را که یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است، و همراه با مقایسه آن با رخدادهای روی داده در عثمانی و از نگاه یک دولتمرد آگاه بازگویی کرده است.