تظاهرات از لبنان تا ایران: آیا این بهار شیعی است؟

حقی اویغور جانشین رئیس

سر دادن شعارهای ضد ایرانی از طرف توده های شیعه در عراق و مشارکت وسیع جمعیتهای شیعی در تظاهرات اعتراضی در لبنان، نشان دهنده آن است که مفهوم «جنگ مذهبی» لفاظی ای بیش نیست.

تظاهرات اعتراض آمیزی که از مهرماه در عراق آغاز شد، در اندک مدتی مناطق عرب نشین این کشور و به ویژه بخشهای جنوبی آن را تحت تأثیر خود قرار داد. در حالی که در آغاز امر، مطالبات اصلی تظاهرکنندگان رفع کاستی های موجود در خدمت رسانی مانند تصحیح مدیریت معیوب و بهبود امکانات زیرساختی ناکافی بود، در کوتاه زمانی، جوانان به عنوان موتور محرک تظاهرات، نظام سیاسی شکل گرفته بعد از اشغال را مورد هدف قرار دادند؛ نظامی که می توان آن را نظام فساد سیستماتیک و همه جانبه نام نهاد.

از آنجا که اداره معیوب و نظام رانتیِ موجود در عراق با سیستمی که در ١٥ سال گذشته در آن کشور پدید آورده شده، ارتباط نزدیکی دارد، هدف قرار دادن سیستم مذکور از سوی تظاهرکنندگان به هیچ وجه جای شگفتی ندارد؛ سیستمی که بر پایه تقسیم قدرت در میان گروه های گوناگون مذهبی و قومی شکل گرفته است. در عراق مدتی است که واکنشها به احزاب شیعی اسلامگرا در بخشهای مختلف جامعه به تدریج بیشتر می شود. برخی احزاب شیعی که می دیدند به دلایلی از این قبیل، اعتبار خود را در نزد مردم از دست داده اند و مفاهیمی که به کار می بردند، خالی از محتوی شده، عبارات اسلامی موجود در نامهای خود را حذف و به جای آن سعی کردند تا عناصری ملی تر و عراقی را برجسته سازند.

با وجود این، تشکیل احزاب سیاسی از سوی افرادی مشخص و البته با نامهایی مختلف و یا عدم تأثیر مثبت انتخابات در زندگی روزمره مردم، به رغم تغییر مداوم ائتلافهای انتخاباتی، بار دیگر جوانان را روانه خیابانها ساخت و صدها هزار جوان عرب شیعی در شهرهایی مانند بصره و کربلا دست به اقداماتی زدند که زندگی را مختل و متوقف ساخت و این در حالی بود که هیچ گروه سیاسی، مسئولیت این حرکتها را بر عهده نگرفت. گفته می شود که تقسیم قدرت در میان تشکلهای مذهبی و سیاسی مختلف بعد از انتخابات اخیر نیز در پدید آمدن حوادث اخیر تأثیرگذار بوده است؛ تشکلهایی که تا دیروز رقیب همدیگر پنداشته می شدند و حتی با اتهاماتی سنگین یکدیگر را مورد حمله قرار می دادند. در حقیقت این شکایتها دیرزمانی بود که بر سر زبانها بودند، اما دلیل مهم دیگری که باعث شد تا در چنین موقعی در خیابانها فریاد زده شوند، این بود که با از بین رفتن تهدید داعش، گروه هایی که عنوان می کردند مشروعیت خود را از مبارزه با ترور می گیرند، دیگر بهانه ای برای به تأخیر انداختن مطالبات مردم نداشتند.

دیری نگذشت که جامعه بین الملل و دیگر کشورهای مرتبط نسبت به این تظاهرات وسیع و فراگیر در کشوری به مانند عراق، واکنش نشان دادند. ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه های مختلف از دولت خواستند تا با تظاهرکنندگان به توافق برسد و از خشونت زیاد بپرهیزد و افراد دستگیر و ربوده شده را آزاد کند. به ویژه بعد از گفتگوی تلفنی مایک پومپئو، وزیر امور خارجه امریکا با عادل عبدالمهدی، تعداد زیادی از دستگیرشدگان آزاد شدند و قطعی اینترنت پایان یافت. با این همه، خبرها حاکی از ادامه بازداشتها و ربوده شدن افراد دیگری بود. در چنین وضعیتی ادعای برهم صالح، رئیس جمهوری عراق، مبنی بر اینکه تک تیراندازانِ شلیک کننده به تظاهرکنندگان به ویژه در روزهای نخست، از نیروهای دولتی نبوده اند و هویتشان ناشناس است و جواب قیس خزعلی، از فرماندهان حشد الشعبی به این ادعا که «رئیس یکی از قوا، اداره کننده تظاهرات است» و متهم کردن ضمنی برهم صالح، جالب توجه بود.

ایران در سالهای اخیر به طور فزاینده در امور عراق مداخله کرده و در شعارهای سر داده شده در تظاهرات اخیر نیز مورد خطاب بوده است. به نظر می رسد برخی تحولات صورت گرفته در چند روز مانده به تظاهرات، واکنشها نسبت به ایران را تسریع کرده است که مهمترین این تحولات را به شکل زیر می توان بیان کرد:

اظهارات سفیر ایران در عراق مبنی بر اینکه «در صورت درگیری کشور متبوعش با امریکا، مواضع امریکا در عراق نیز مورد هدف قرار خواهد گرفت» و عدم واکنش به این اظهارات از سوی مقامات عراقی؛ مورد حمله واقع شدن دو دیپلمات عراقی در شهر مشهد از سوی نیروهای امنیتی ایران و تلاش مقامات عراقی برای لاپوشانی حادثه؛ و مهمتر از همه اقدام به برکناری ژنرال عبدالوهاب ساعدی که در اثنای مبارزه با داعش معروف شد و محبوب توده وسیعی از مردم گشت، از فرماندهی مبارزه با ترور و انتصابش در پستی غیر مؤثر و این گمان که در پشت این اقدام گروه های حشد الشعبی نزدیک به ایران قرار دارند. از سوی دیگر پخش دوباره اظهارات به اصطلاح مداخله جویانه مقامات ایرانی در امور داخلی عراق در رسانه های اجتماعی که در اصل قبل از آغاز تظاهرات بیان شده بودند، نشان از آن داشت که ایران یکی از اهداف اصلی تظاهرکنندگان است. اتهام «تشیع انگلیسی» از سوی روحانیان ایرانی نیز باعث واکنشهای شدیدی در میان تظاهرکنندگان شده است. اینکه در عراق توده های شیعی در رأس تظاهراتی قرار دارند که شعارهای ضد ایرانی در آن برجسته است، و نیز مشارکت وسیع جمعیتهای شیعی در تظاهرات اعتراضی در لبنان، نشان دهنده آن است که مفهوم «جنگ مذهبی» که سالهاست تلاش می شود در خاورمیانه بر سر زبانها انداخته شود، لفاظی ای بیش نیست و بعد از پایان درگیری ها و در روند عادی شدن اوضاع، افراد از هر مذهب و قومی مطالبات و انتظاراتی ملموستر خواهند داشت و یک دوره باثبات تنها با در نظر گرفتن این خواستها تحقق پذیر خواهد بود.

اعتراض تظاهرکنندگان در ابتدا به قانون اساسی و دیگر قوانین و نهادهای بنیادین و در رأس همه سیستم انتخاباتی بود که مانع انعکاس صدای توده های وسیع مردم در اداره کشور می شد، اما این اعتراضات به سوی ایران، به عنوان یک نیروی خارجی، تغییر جهت داد؛ این نیز با وضعیت به وجود آمده در پی اشغال عراق از نزدیک مرتبط است. اگرچه ایران و عراق با همدیگر مناسبات تاریخی داشته اند و به ویژه سرزمین امروزی عراق و در رأس آنها استانهای بغداد و بصره یکی از زمینه های اختلاف اساسی میان دولتین عثمانی و قاجار بوده است، اما در دوران مدرن برجسته بودن ملیت گرایی عربی در هویت عراقی و نیز گسترش جدی ضدیت با ایران به ویژه در دهه های هفتاد و هشتاد میلادی با هدایت دولتهای حزب بعث، روابط و مناسبات میان ایران و عراق را در پایینترین سطح قرار داده بود. بعد از انقلاب ایران، حکومتهای عربی منطقه، عراق را به عنوان سدی در برابر ایران تلقی کردند و جنگ هشت ساله میان دو کشور باعث شد تا روابط تاریخی فیمابین به بدترین سطح خود برسد. اما بعد از اشغال عراق از سوی امریکا در سال ١٣٨٢، ایران با استفاده از نفوذ خود بر روی گروه های عراقی که طی دهه هشتاد میلادی با آنها همکاری داشت، ابتدا ایالات متحده امریکا را مجبور به سهیم کردن تهران در قدرت ساخت و در ادامه با بهره بردن از فضای دهشت آوری که گروه های تروریستی از قبیل داعش پدید آورده بودند، سهم خود در ائتلاف را به طور فزاینده ای افزایش داد. در چنین وضعیتی، امریکا برخی فعالیتهای اطلاعاتی ایران در عراق پس از اشغال را افشا ساخت و از چگونگی استخدام شبکه خبرچینی امریکا از سوی ایران خبر داد که زمان سنجی این عمل معنی دار بود. از اینرو، سوق داده شدن اعتراضات در عراق به سیستم فاسد محلی شیعی و در کنار آن ایران چندان هم متعجب کننده نبود. اینکه این تظاهرات در اقلیم کردستان عراق روی نداد، جالب توجه است؛ منطقه ای که از نظر معیارهای سیاسی مانند حکومت غیرنظامی، مشارکت گروه های گوناگون اجتماعی در سیاست و شفافیت و مسئولیت پذیری اوضاع بهتر و درخشان تری ندارد. همچنین ملاحظه می شود که واکنشهای اجتماعی به ویژه در میان جوانان دارای گرایشهای مشابهی است. به عنوان مثال، برخی تحقیقات نشان می دهد که در حال حاضر هویت عراقی در میان کردها، هرچند اندک، در حال گسترش است. این وضعیت می تواند نشانه ای از این باشد که احتمال دارد در صورت بروز بحرانی اقتصادی، سیستمی که در دوران پس از اشغال در منطقه شمالی به وجود آمده نیز با چالشهای جدی مواجه شود.

یکی از مواردی که در ارتباط با تظاهرات روی داده در عراق باید ذکر شود، آن است که به مانند حوادث اجتماعی رخ داده در بسیاری از دیگر نقاط دنیا، این تظاهرات نیز در اندک مدتی از رشته حوادثی که عناصر محلی در آن برجسته بودند، به جنگ قدرتی تبدیل شد که بازیگران مختلف منطقه ای و جهانی در آن دخیل هستند. رفتار مقامات امریکایی به گونه ای بود که گویا آنها در سیستم به وجود آمده در عراق پس از اشغال هیچ مسئولیتی نداشته اند و ائتلاف امریکایی-ایرانی در عراق پس از اشغال را به وجود نیاورده اند. از اینرو، حمایت امریکا از واکنشها برعلیه ایران، موضوع قابل توجهی بود. به گونه ای مشابه ایران نیز، عربستان سعودی و یا «تشیع انگلیسی» را مسئول حوادث قلمداد کرد و عملاً نقش و سهم خود در فساد فراگیر و نیز شرایط بسیار بدی را که مردم دچار آن هستند، را انکار کرد. اگر تنش موجود میان ایران و امریکا را مد نظر قرار دهیم، می توان تمام اتفاقات منطقه ای را به شکلی با تنش مذکور مرتبط دانست.

اعتراضات در ایران

گفته می شود که به هنگام برگزاری تظاهرات گسترده در عراق و در حالی که دنیا از آن سخن می گفت، قاسم سلیمانی، از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عراق سفر کرده و در دیدار با مقامات عراقی سخنانی با این مضمون بیان داشته که «ما در این نوع شورشها دارای تجربه هستیم و آماده ایم تا در سرکوب شورشها به شما کمک کنیم». وقوع تظاهراتی مشابه در شهرهای مختلف ایران، اندک زمانی بعد از این حادثه، نیز موضوع جالبی است. همچنین اندک زمانی قبل از آغاز حوادث، اشاره رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه، مبنی بر وجود تلاشهایی برای انتقال مشابه این حوادث به ایران و تأیید این اظهارات از سوی موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، بسیار قابل توجه بود. به نظر می رسد مقامات منطقه دارای اطلاعات مهمی در مورد پشت صحنه حوادث هستند که به رسانه ها درز نکرده است.

در واقع نارضایتی اجتماعی موجود در ایران همراه با افزایش تأثیر تحریمهای امریکا در حال افزایش است. طی یک سال اخیر گروه های کوچک در چهار گوشه کشور، اعتراضاتی که اکثراً ناشی از مشکلات اقتصادی هستند، برگزار می کنند. دولت ترامپ نیز استراتژی اصلی خود را بر افزایش فشارهای اقتصادی بر ایران قرار داده و از اینرو به طور مکرر بر عجله نداشتن برای مذاکره با ایران تأکید می کند و این چنین می پندارد که مشکلات اقتصادی در نهایت باعث خواهد شد تا ایران تن به مذاکره بدهد. دولت ترامپ در اردیبهشت ماه از دادن پاسخ مشابه به سیاست افزایش تنش نظامی ایران امتناع کرد و ترجیح داد تا بازی را در زمینی به پیش ببرد که دست بالا را در آن دارد.

بنابر این آغاز مرحله جدیدی از تظاهرات در پی افزایش ٥٠ و ٢٠٠ درصدی نرخ بنزین، چندان هم تعجب آور نبود. با اعلام افزایش قیمت، در ده ها شهر و بخش تظاهرات اعتراضی برپا شد و در حالی که در چند روز نخست هنوز اینترنت قطع نشده بود، گزارشهای فراوانی از اعمال خشونت رسید. به رغم پایین بودن مشارکت توده ای در تظاهرات، نکته حائز اهمیت در تصاویر، کثرت حرکتهایی به مانند مسدود کردن راه ها و به آتش کشیدن پمپ بنزینها و شعبات بانکی بود که زندگی روزمره را مختل می کرد. ارقام کشته ها و زخمی ها که بیشتر از سوی مخالفان اعلام می شد و نیز پراکندگی جغرافیایی آنها، نشان می دهد که در مناطقی که گروه های مخالفِ سازمان یافته حضور بیشتری دارند، حرکتها و حوادث نیز مشخصتر بوده اند.

از سویی تعداد فراوان کشته ها و از سوی دیگر اتخاذ تدابیر سخت از سوی حاکمیت مانند قطع سراسری اینترنت کشور آن هم به رغم میزان پایین مشارکت در حوادث و امتناع توده های وسیع ناراضی در ایران از آمدن به خیابان به دلایل مختلف، احتمالاً مرتبط با پشت صحنه ای است که در بالا درباره آن سخن گفتیم و مقامات از آن مطلع بودند. زیرا اعتراضاتی که طرفداران سازمان مجاهدین خلق و شاهزاده در تبعید، رضا پهلوی، در صف اول آن قرار داشتند، مورد حمایت آشکار خارجی نیز بود. اظهارات مقامات بلندپایه ای چون ترامپ و پومپئو در حمایت از اعتراضات، دروغ پراکنی های برخی مراکز فکری امریکا مبنی بر آغاز فرار مقامات ایرانی از کشور، و برنامه های تبلیغاتی تحریک آمیز به مانند داستان «کشته شدن دختر جوانی که برای خرید دارو از خانه خارج شده و به دست نیروهای انتظامی به قتل رسیده»، چنان بودند که می شد حق را به کسانی داد که معتقد بودند این موارد همه تلاشی سازمان یافته است.

در پایان باید گفت که افشای اسناد منسوب به سازمانهای اطلاعاتی ایران در رسانه های امریکا، تظاهرات خیابانی در ایران، گزارشهایی از فعالیتهای هسته ای این کشور مبنی بر نقض کامل برجام از سوی ایران، و نیز تظاهرات فراگیر در لبنان و عراق همگی نشان از آن دارند که دولت ایران که اساسا به سبب تحریمهای اقتصادی به شکلی جدی آسیب دیده، در ماه های آینده با چالشهای بسیار بزرگتری مواجه خواهد گشت.

این مقاله در شماره دسامبر مجله «کریتر» به چاپ رسیده است.
https://kriterdergi.com/dis-politika/lubnandan-irana-gosteriler-sii-bahari-mi

 

تظاهرات، عراق، لبنان، ایران

ستیزه جویی ارمنستان و پیامدهای منطقه ‌ای آن

حقی اویغور

این حملات خشونت آمیز که سبب اعتراضات مردمی در باکو و بسیاری از شهرها در داخل و خارج از جمهوری آذربایجان شد، در صورت مدیریت صحیح روند، می تواند به فرصتی مطلوب برای باکو تبدیل شود.

نگاهی به توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین

حقی اویغور

چنانچه این قرارداد با مفاد مورد ادعا به مرحله اجرا درآید، می‌ توان دوران جنگ سرد بین آمریکا و چین را عملاً آغاز شده تلقی کرد.