موارد قابل تأمل دربارۀ بزرگداشت فردوسی

فردوسی برای درک ملی گرایی مدرن فارسی از اهمیت بسزایی برخوردار است.

شهر طوس واقع در نزدیکی مشهد، مرکز استان خراسان رضوی در رأس محافلی قرار دارد که می توان در آنجا احساسات ملی و ملی گرایی را بی پرده بر زبان آورد، زیرا مقبرۀ فردوسی در آن شهر قرار دارد.

روز ٢٥ اردیبهشت به عنوان روز بزرگداشت فردوسی در ایران جشن گرفته می شود. ایرانیان از سال ١٣١٤ این روز را جشن می گیرند. برای اولین بار در این سال جشنهایی با نام هزارۀ فردوسی در بسیاری از شهرهای ایران و به خصوص تهران و طوس برگزار گردید. در طی این مراسم کنگره ای بزرگ با شرکت ٤٠ دانشمند غیرایرانی از ١٧ کشور و ٤٠ دانشمند ایرانی به مدت پنج روز از ١٢ تا ١٦ مهرماه در دار الفنون تهران برگزار گردید. در همان سال مراسم بزرگداشت فردوسی در برلین، رم، مسکو، پاریس و لندن و شهرهای مختلف جهان برگزار شد.

فردوسی که در قرن چهارم و در دوران سلطان محمود غزنوی زندگی می کرد، بزرگترین شاعر ملی ایران به شمار می رود. او به تاریخ ملی، داستانها و اسطوره های ایران بسیار علاقه داشته و به منظور شناخت بهتر تاریخ سرزمین خود، زبان پهلوی یا زبان فارسی قدیم را از مغان زرتشتی فرا گرفته بود.

فردوسی سرودن اثر حماسی خود معروف به "شاهنامه" را که دارای ٦٠ هزار بیت و دربردارندۀ فرهنگ ملی، اساطیری، داستانهای حماسی و احساسات ملی ایرانیان می باشد، در سال ٣٦٦ آغاز کرده و در سال ٤٠٠ به پایان رسانده است. در شاهنامه کلیۀ شاهان ایرانی و حوادثی که در زمان این شاهان اتفاق افتاده از دوران ما قبل تاریخ تا پایان دورۀ امپراطوری ساسانی از دید ملی گرایی فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. به همین دلیل ملی گرایان ایرانی از گذشته تا امروز اهمیت زیادی برای فردوسی و شاهنامۀ او قایل هستند. در بسیاری از جلسات علمی، سیاسی و ادبی، فردوسی و شاهنامه به طور مداوم به بحث گذاشته شده و به همین جهت نیز ایرانیان معتقدند که تمدن پارسی یکی از دو فرهنگ و تمدن اولیۀ دنیا می باشد.

فردوسی اطلاعاتی تاریخی از زمان شکل گیری ایران تا پایان دورۀ ساسانی ارائه کرده و داده های جالبی از مللی که در این دورۀ تاریخی با ایرانیان در تماس بوده اند، در اختیار می گذارد. در شاهنامه هماهنگ و مقارن با واقعیتهای تاریخی، علاوه بر ایرانیان از چینیان، یونانیان، عربها و جوامع ترک نیز سخن می رود.

در شاهنامه از سرزمین ترکان غالبا با نام "توران" و یا "توران زمین" و به ندرت "شهر توران" یاد می شود. بنا به گفتۀ فردوسی، ترکان در جنگهای پایان ناپذیر بین ترکان (تورانیان) و ایرانیان از رودخانۀ جیحون گذشته و ایرانیان را به مناطقی دورتر از این رودخانه رانده اند.

فردوسی در برخی موارد هنگام ایراد داستانهایی که در قدیم رخ داده، به گونه ای از این داستانها سخن می راند که گویی در زمان وی به وقوع پیوسته اند. به عنوان مثال یونان باستان را به عنوان امپراتوری بیزانس و مسیحی معرفی می کند.

فردوسی قصد داشت اثر خود را به سلطان محمود غزنوی که یکی از سلاطین مهم آن دوران بود، تقدیم کند. در مورد نحوۀ تقدیم شاهنامه به سلطان محمود غزنوی توسط فردوسی، روایتهای متفاوتی وجود دارد. معروفترین این روایتها اینگونه است:

سلطان محمود پس از شنیدن برخی از ابیات شاهنامه، با اشاره به قهرمان داستان؛ یعنی رستم خطاب به فردوسی چنین گفته است: همۀ شاهنامه خود چیزی نیست مگر حدیث رستم و اندر سپاه من هزار مرد، چون رستم هست. فردوسی در جواب گفته است: جهان آفرین تا جهان آفرید/ سواری چو رستم نیامد پدید. به همین دلیل سلطان محمود قصد کشتن وی را داشته است. شاعر نیز با گریختن به هرات از مرگ نجات یافته و منظومه ای 100 بیتی در هجو سلطان محمود نوشته است[i].

پژوهشگران ملی گرای ایرانی، دلیل این رفتار سلطان محمود را به سنی بودن سلطان و شیعه بودن شاعر نسبت داده و سعی در ایجاد تبعیض از لحاظ هویت مذهبی دارند. برخی هم معتقدند چون فردوسی غلام زاده بوده، از حکمرانان نفرت داشته و به دلیل استفاده از الفاظ و عبارتهای تحقیرآمیز نسبت به ترکان، سلطان محمود تصمیم گرفته تا وی را مجازات کند.

بسیاری از شاعران، نویسندگان، مورخان، سیاستمداران، زبانشناسان و روشنفکرانی امروز ایرانی که احساسات ملی گرایانه ای دارند، به طور آشکار از فردوسی و شاهنامۀ او تأثیر پذیرفته اند و می توان این تأثیر را به خوبی در سخنان، دیدگاه ها، تحقیقات و نوشته های آنان مشاهده کرد.

از نظر تاریخی، منطقۀ جغرافیایی ملی گرایی فارسی پاسارگاد و تخت جمشید و مناطق همجوار می باشد که به عنوان اولین پایتخت هخامنشیان شناخته می شود. به عنوان مثال ملی گرایان ایرانی در مهرماه 1395 در پاسارگاد گرد هم آمده و با شور و هیجانی خاص از کورش کبیر به عنوان بنیانگذار امپراطوری هخامنشی (٥٥٨ ق.م-٣٣٠ میلادی) یاد کردند. محمود احمدی نژاد نیز که از نامزدی وی در دوازدهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری ٢٩ اردیبهشت ٩٦ ممانعت به عمل آمد، در اواخر اسفند ٩٥ سفری به اطراف پاسارگاد و تخت جمشید انجام داد و با هوشیاری تاریخی و گفتمانهای ملی گرایانه سعی کرد تا پیامهایی را انتقال دهد.

شهر طوس واقع در نزدیکی مشهد، مرکز استان خراسان رضوی در رأس محافلی قرار دارد که می توان در آنجا احساسات ملی و ملی گرایی را بی پرده بر زبان آورد، زیرا مقبرۀ فردوسی در آن شهر قرار دارد. هر ساله در این محل و همچنین در دانشگاه فردوسیِ مشهد برنامه ها و جلسات متعددی در زمینۀ زبان، ادبیات، تاریخ و اساطیر فارسی و مقوله های مشابه برگزار می گردد. با توجه به فاصلۀ بسیار نزدیک مشهد و طوس، سفر زیارتی هر ایرانی به مشهد جهت زیارت امام هشتم شیعیان، امام رضا، فرصت زیارت مقبرۀ فردوسی را هم فراهم می کند. به همین دلیل فردوسی، طوس و مشهد در زمینۀ ادبیات، زبان و فرهنگ ملی در زمرۀ مقدسات ایران قرار می گیرند. همچنین از نظر تفکر ملی گرایی نوین ایرانی، استفاده از آثار، مقبره و مجسمۀ فردوسی در سمبلها و آیینهای قابل استفاده در شکل دهی تفکرات ملی گرایی، اهمیت فردوسی را دوچندان می کند.

 

[i]. محمد قانار، "فردوسی"، دایره المعارف اسلامی، بنیاد امور دینی ترکیه، جلد 13، استانبول 1996، ص 125-127.