روسیه چگونه از بحران هسته ای ایران برای پیشبرد اهداف خود در اوکراین استفاده کرده است؟

در حالی که اشغال اوکراین توسط روسیه، اروپا را با بزرگترین چالش امنیتی پس از جنگ جهانی دوم روبرو کرده، دور هشتم مذاکرات هسته‌ ای به نقطه ای حساس رسیده است. نقش روسیه در هر دوی این موضوعات به شدت محوری است.

در حالی که اشغال اوکراین توسط روسیه، اروپا را با بزرگترین چالش امنیتی پس از جنگ جهانی دوم روبرو کرده، هشتمین دور از مذاکرات هسته ای ایران با قدرتهای جهانی در وین به نقطه ای حساس رسیده است. نقش روسیه در هر دوی این موضوعات به شدت محوری است. بدیهی است که از چشم انداز  نظام بین الملل، دامنه تأثیرگذاری هر دو بحران بسیار قابل توجه است. روسیه از یکسو، به بهانه و توجیه راهبرد دفاع امنیتی در مواجهه با گسترش ناتو، آغازگر جنگ اوکراین می باشد و از سوی دیگر، به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت، نقش پررنگی را در پرونده هسته ای ایران بر عهده دارد. در واقع، روسیه چه به شکل مستقیم در احداث تأسیسات زیربنایی هسته ای و چه در نقش میانجی در مذاکرات بین ایران و غرب، یکی از بازی گردانان اصلی در پرونده هسته ای ایران به شمار می آید. از زاویه تحلیلی، به نظر می رسد این دو بحران به ظاهر جداگانه، دارای نقطه عطف و پیوند مشترکی باشند و مشخصا این سئوال را برجسته می کنند که روسیه در طی سالهای گذشته، چگونه از نقش آفرینی در پرونده هسته ای ایران برای پیشبرد اهداف خود در اوکراین استفاده کرده است؟

ارتقای جایگاه روسیه به عنوان یک قدرت بین المللی

 پیشرفت برنامه هسته ای ایران و تبدیل آن به یک بحران در روابط ایران و غرب، این فرصت را برای مسکو فراهم کرد که در نزد غرب به عنوان متحدی در جلوگیری از اشاعه برنامه هسته ای شناخته شود. اما همزمان، نفوذ خود را در ایران تا جایگاه شریک راهبردی ارتقاء داده و حتی این نقش را پیوسته به عنوان موازنه کننده در برابر غرب، در میان نهادهای قدرت جا انداخته است. در طی چند سال اخیر، مسکو با یارگیری و ایجاد شکاف در ساختار قدرت و نهادهای تصمیم ساز امنیتی و نظامی ایران به سطحی از نفوذ دست یافت که گویا، حل بحران هسته ای ایران بدون کنشگری آن امکان پذیر نیست. در نوامبر ٢٠١٤ درست در زمانی که بیش از ٤٥.٠٠٠  نیروی روس در حال مستقر شدن در مرزهای اوکراین و تسلیح جدایی طلبان بودند، نیویورک تایمز از نقش کلیدی روسیه در پیشبرد مذاکرات هسته ای خبر داد. بعد از به بن بست کشیده شدن مذاکرات بر سر اختلاف در تعیین محل انبار اورانیوم غنی شده ایران، روسیه پیشنهاد کرد که اورانیوم ایران را -که قابلیت استفاده در تولید سلاح هسته ای را دارد- دریافت کند و آن را به سوخت هسته ای که تنها قابلیت استفاده در رآکتور بوشهر را دارد، تبدیل کند. پوتین با استفاده از این برگ برنده بود که توانست در سال ٢٠١٤ دولت اوباما را متقاعد کند که حضور نیروهای نظامی روسیه در مرز اوکراین را نادیده بگیرد. نقش سازنده روسیه در گشودن گره بحران هسته ای ایران و تأمین صلح و امنیت جهانی به آن اندازه پررنگ بود که اوباما در جولای ٢٠١٥ از نقش مهم پوتین در برجام تقدیر کرد. کرملین نیز با برجسته کردن جایگاه مسکو به عنوان یک قدرت بین ‌المللی اعلام کرد که حل مسئله هسته ای ایران به تقویت رژیم منع اشاعه هسته ای و کاهش تنش در خاورمیانه کمک می کند. این در حالی بود که پوتین بعد از دیدار با قاسم سلیمانی، فرمانده وقت سپاه قدس، در صدد استفاده از شبه نظامیان شیعه وابسته به ایران با هدف سرکوب قیام مردم سوریه بود و دخالت مستقیم او در بحران سوریه، خود تنشها را افزایش داد. 

ناکارآمد نشان دادن تحریمها و استراتژی ضد تحریمی

یکی از ابزاهای پوتین برای تحقق بخشیدن به توسعه طلبی ژئوپلیتیکی در اوکراین، استراتژی ضد تحریمی است که دولت او در طول سالها به کار گرفته است. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که روسیه در داخل کشور، نوعی قلعه برای مقاومت در برابر تحریمها ایجاد کرده است. ملزومات این قلعه با مجموعه ای از تمهیدات اقتصادی مانند توسعه صنعت لبنیات، توسعه سیستم ارتباطات مالی و افزایش ذخایر طلا و ارز بانک مرکزی، برای مقابله با شوکهای مالی ناشی از درگیری نظامی روسیه طراحی شده است. جالب توجه آنکه زمانی که بعد از اشغال کریمه، وزارت توسعه اقتصادی روسیه با کمک کارشناسان آکادمی تجارت خارجی روسیه تصمیم گرفت تا چگونگی اعمال مکانیسم تحریمها در سطح جهانی را در ٧٠ سال گذشته تحلیل کند، به این نتیجه رسید که مطالعه مکانیسم عمل تحریمها و پیامدهای آن در الگوی ایران حائز اهمیت بیشتری برای روسیه است. چراکه اولاً شدیدترین تحریمها علیه ایران اعمال شده است و ثانیاً اقتصاد روسیه و ایران به شدت به صادرات هیدروکربن وابسته هستند. از این نظر، عواقب اعمال تحریمها برعلیه روسیه با مدل ایران، بهتر از چین یا کوبا پیش بینی می شود. بر همین اساس، روسها از یک طرف از چگونگی مقاومت ایران در برابر تحریمها درسهایی گرفتند که برای طراحی تمهیدات ضد تحریمی خود به کار ببرند.

 از طرف دیگر، مسکو دریافته است که اگر اینگونه به نظر برسد که سیاست تحریمی در قبال ایران کارساز بوده، غرب در مواجهه با روسیه نیز ممکن است از سیاستهای مشابهی برای به انزوا کشاندن مسکو استفاده نماید. بدین جهت، روسیه در حالی که با وتو نکردن و حتی حمایت از تحریمهای سازمان ملل برعلیه تهران، از کارت ایران به عنوان وجه المصالحه در چانه زنی های سیاسی و امنیتی با غرب بهره برده، از طرف دیگر در صدد تضعیف و شکست این تحریمها بوده است.

 امنیت انرژی و انحصارگرایی در تأمین گاز اروپا

طی سالهای گذشته، پوتین از یکسو اقتصاد روسیه را برای یک رویارویی نظامی با غرب در زمین اوکراین آماده کرده و از سویی دیگر، برای حفظ انحصار خود در بازار انرژی اروپا و تداوم وابستگی کشورهای اروپایی به گاز روسیه تلاش کرده است. در حقیقت، اروپا مدتهاست که تلاش می کند وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش دهد. روسها می دانند که در صورت حل مسئله هسته ای ایران و عادی سازی روابط ایران با اروپا، فرصتی واقعی برای انجام این امر به وجود خواهد آمد. رفع تحریمهای هسته ای ایران و ورود آزادانه ایران به بازار نفت و گاز، در کنار ایجاد چالش برای انحصارگرایی روسیه در تأمین گاز اروپا، موجب پایین آمدن قیمت جهانی نفت و گاز خواهد شد. از نظر ذخایر گاز، پس از روسیه، ایران در رتبه دوم جهان قرار دارد. این ذخایر بالغ بر ٣٤ تریلیون مترمکعب یا حدود ١٧ درصد از ذخایر جهان است. بنابر برآوردهای اندیشکده دولتی مرکز تحلیلی وابسته به دولت فدراسیون روسیه، رفع تحریمها علیه ایران می تواند عواقب نامطلوب قابل توجهی برای اقتصاد روسیه داشته باشد. رئیس صندوق امنیت ملی انرژی روسیه، کنستانتین سیمونوف معتقد است اروپا هنگام خرید گاز، نه از ملاحظات اقتصادی، بلکه از ملاحظات سیاسی استفاده می کند و از این نظر، ایران واقعاً رقیب خطرناکی برای گاز روسیه است. بدین ترتیب، اگر با توافق ایران و غرب بر سر برنامه هسته ای محدودیتهای تحریمی در صادرات انرژی ایران برداشته شود، ترانزیت گاز ایران از طریق ترکیه به اروپا و همچنین همکاری با قطر و اسپانیا در صدور گاز مایع، موجب تضعیف اهرم فشار روسیه علیه اروپا خواهد شد. در سطحی دیگر، با نگاهی به جزئیات مصاحبه محمدجواد ظریف در رابطه با نقش منفی مسکو در به ثمر ننشستن پرونده هسته ای، این استدلال تقویت می شود که استمرار وضعیت تنش زای فعلی میان غرب و ایران در رابطه با برنامه هسته ای، سودمندترین سناریوی عملگرایانه برای روسیه باشد و این کشور در روزهای حساس و نفس گیر حل مناقشه هسته ای، در بالاترین سطح ممکن، اقدامات لازم را در این راستا انجام خواهد داد.

در پایان، باید خاطرنشان کرد که یک ایران هسته ‌ای ممکن است با منافع مسکو در تعارض باشد ولی تهدید هسته ای شدن ایران بحرانی ایجاد کرده است که روسیه در سالهای اخیر توانسته به خصوص از طریق نفوذ در ساختارهای تصمیم ساز در تهران و با ایفای نقش در مدیریت این بحران، از آن به عنوان اهرم فشار مؤثری در قبال غرب استفاده کند. اکنون با همزمانی دور پایانی مذاکرات هسته ای - که با بازگشت علی باقری مذاکره کننده ارشد ایران به وین، روند سازش ناپذیری تری به خود گرفته است،- با بحران اشغال اوکراین، به نظر نمی رسد که پوتین، با فشار غرب و ناتو، از یکسو  به عقب نشینی از مواضع خود در جنگ اوکراین تن بدهد و از سویی دیگر، با شکل گیری توافق هسته ای، نظاره گر از دست رفتن کارت ایران در این برهه حساس زمانی باشد. 

روسیه، اشغال اوکراین، پرونده هسته ای ایران، پوتین

نشانه های شکاف در سیستم نظامی دوگانه ایران

هادی آتای

اظهارات دریادار سیاری و ناخدای بازنشسته صمدی نشانه ای است از افزایش نگران کننده نارضایتی در میان نیروهای ارتش که ناشی از رویکرد حاکمیت در دادن امتیاز به سپاه پاسداران و تبعیض برعلیه ارتش است.

تنش میان ایران و امریکا در عراق: نگاهی از منظر نظامی-راهبردی

هادی آتای

در حالی که امریکا با تحریمهای سنگین و محاصره استراتژیک توانسته اقتصاد ایران را به نقطه فروپاشی نزدیک سازد، نمی خواهد تا دست به گزینه های نظامی پرهزینه و خطرناک ببرد.