مشروطه ایرانی از نگاه جمیل سعید بیگ

امید باشار کارشناس ارشد گروه جامعه - فرهنگ

جمیل سعید بیگ، جنبش مشروطه را که یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است، و همراه با مقایسه آن با رخدادهای روی داده در عثمانی و از نگاه یک دولتمرد آگاه بازگویی کرده است.

نهضت مشروطه ایران (١٢٨٥ شمسی) از آنجا که یکی از نقاط عطف روند مدرن شدن ایران است و آثار آن تا به امروز نیز ادامه دارد، یکی از موضوعات پربحث تاریخ این کشور به شمار می رود. نظام مشروطه که با توافق و همراهی تجار، روحانیون، روشنفکران و سیاستمداران در ایران ظهور یافت، در واقع در حکم تمرینی بود پیش از شکل گیری ایران امروزین. از اینرو مجموعه ای رنگارنگ از اسناد تاریخی از قبیل خاطرات، مجلات و روزنامه ها، نامه ها و برگه های آرشیویِ مرتبط با نهضت مشروطیت ایران خواه در داخل کشور و خواه در خارج از آن در دسترس خوانندگان قرار دارد.

جمیل سعید بیگ (١٢٥١-١٣٢١ شمسی)، وابسته نظامی در سفارت عثمانی در تهران، از جمله کسانی است که شاهد نهضت مشروطیت در ایران بوده اند. او در سال ١٢٥١ شمسی در استانبول به دنیا آمد و از دبیرستان غلطه سرای فارغ التحصیل شد و به دنبال آن وارد مدرسه نظام گشت. بعد از آن نیز در ستاد نیروهای مسلح با درجه ستوان دومی مشغول به کار شد. اندک مدتی بعد از آغاز به کار، در سال ١٢٧٠ شمسی به عنوان وابسته سفارت عثمانی در پترزبورگ و سپس در سال ١٢٧٨ شمسی و با درجه سرگردی به عنوان وابسته نظامی در سفارت تهران منصوب شد. او تا سال ١٢٨٧ شمسی که مشروطه دوم در ترکیه رخ داد، در تهران حضور داشت و در اثنای مأموریت نه ساله خود در ایران این امکان برایش فراهم بود تا حوادث سیاسی روی داده در این کشور را از نزدیک تعقیب کند. در طی این مدت، او شاهد نهضت مشروطیت ایران، آماده سازی قانون اساسی، تلاشها برای سازمان دادن به مجلس، بر تخت نشستن محمدعلی شاه، به توپ بستن و تاراج مجلس از سوی او و در پی آن انحلال مجلس بود. جمیل سعید بیگ بعد از بازگشت به استانبول مشاهدات خود از حوادث مذکور را در نشریه تصویر افکار که ابوالضیاء توفیق منتشرش می کرد، با الهام از «نامه های ایرانی» مونتسکیو با عنوان «نامه های ایران» و به صورت سلسله نوشته ها منتشر ساخت١ . نخستین نامه با عنوان «مشروطیت در ایران چگونه آغاز شد؟» دارای تاریخ ١٢ خرداد ١٢٨٨ و آخرین نامه دارای تاریخ ١٧ آذر ١٢٨٨ است. در١٧ نامه ای که در این بازه زمانی نوشته شده، سعید بیگ حوادث متعدد تاریخی را از نگاه یک مأمور ترک به شکلی بسیار ساده و واضح بیان کرده است٢ .

جمیل سعید بیگ نامه های خود را با بررسی پس زمینه مشروطه ایرانی آغاز می کند و عوامل داخلی و خارجی مشروطیت را به صورت کلی مطرح می کند. بر این اساس، موارد زیر به عنوان عوامل داخلی نهضت مشروطیت مطرح بودند: ناسازگاری میان روحانیون و دولت و از اینرو تحریک مردم از سوی روحانیون؛ وخیمتر شدن اوضاع بد مردم بر اثر بار مالی سفرهای اروپایی مظفرالدین شاه (١٢٣٢-١٢٨٦) و همراهانش بر حکومت؛ نارضایتی فزاینده مردم نسبت به حکومت؛ فعالیتهای سیاسی جوانان تحصیل کرده در اروپا؛ استخدام مستشاران خارجی با حقوقهای بالا مانند مسیو نوز در امور گمرک و عدم حمایت از تجار بومی. عوامل خارجی نهضت مشروطیت هم عبارت بودند از: فعالیت ایرانیان مقیم خارج؛ انعکاس «کشتار یکشنبه خونین» روسیه به سال ١٩٠٥ (١٢٨٤ شمسی) در ایران؛ و نیز منازعه بین انگلیس و روسیه برای حفاظت از منافع اقتصادی، نظامی و سیاسی خود در ایران.

بنابر گفته های سعید بیگ در تیرماه ١٢٨٥ اصناف تحت رهبری علما مغازه ها را بستند و در مساجد گرد آمدند و به اصرار خواهان عزل و برکناری وزیر گمرک، مسیو نوز، شدند. علاءالدوله در مقابل این درخواست، فوجی از بریگارد قزاق را به سوی آنان فرستاد و در درگیری رخ داده، فرد سیدی کشته شد. به اعتقاد نویسنده این حادثه «نخستین گام» به سوی مشروطیت بود. تظاهراتی که بعد از این اتفاق از سوی گروه آزادی خواهان که در واقع در حکم سازمان سیاسی علما و آزادی خواهان بود، ترتیب یافت؛ راهی شدن علما برای هجرت به کربلا؛ و پناهنده شدن هزاران تن به سفارت انگلیس باعث شدند تا کشور در بن بست قرار گیرد. به دنبال این امر شاه که بیماری اش شدت یافته بود، چاره ای جز اعلان مشروطه پیدا نکرد و در روزی که سالروز تولدش نیز بود یعنی ١٤ مرداد ١٢٨٥، قانون اساسی را قبول و امضا کرد. جمیل سعید بیگ، آزادی خواهانی را که بعد از این در دولت مشروطه دارای نفوذ گشتند را در چهار گروه معرفی کرده است:

الف) رجال حکومتی که بعدها اداره حکومت را به دست گرفتند و تلاش کردند تا حکومت را بر اساس اصولی نو اداره کنند. در رأس اینان مشیرالدوله، وزیر جنگ، و افراد سرشناس گروه آزادی خواهان قرار داشتند.
ب) بزرگان روحانیت به رهبری سید عبدالله بهبانی (١٢٢٠-١٢٨٩ شمسی) و سیدمحمد طباطبایی (١٢١٧-١٣٢٠). سعید بیگ در اظهاراتی قابل بحث، بیان می دارد که نیت اصلی علما از یک سو به دست آوردن جایگاه و اعتباری بود که حکومت آن را زایل کرده بود و از سوی دیگر نشان دادن این موضوع بود که اعلان مشروطه نتیجه تلاش آنها بوده است.

ج) طبقه ثروتمندان و تجار که به سبب بی عدالتی و ستم، هر لحظه خطر از دست دادن ثروت و تجارت خود را حس می کردند. رهبری اینان را نیز محمدحسین امین الضرب (١٢٥٠-١٣١١ شمسی) و ارباب جمشید (١٢٢٩-١٣١٢) برعهده داشتند. از اینرو منسوبان این طبقه با رهایی از فشار دولت و کاستن میزان مالیات، بیشترین سود را از مشروطیت بردند. این بازرگانان که در مسیر تهران- تبریز- طرابزون- استانبول فعالیت می کردند، حمایت مالی جنبش مشروطه را بر دوش داشتند، از آزادی خواهان ایرانی مقیم استانبول حمایت مالی می کردند و از سوی دیگر هنگامی که چندی مانده به اعلان مشروطه، ده هزار پناهنده به سفارت انگلیس پناهنده شدند، به مدت بیست روز غذای آنان را تأمین کردند.

د) قفقازیانی که اگرچه نفوذ زیادی در میان مردم نداشتند، اما به وقت لزوم هیچ امتناعی از فدای جان در راه آزادی نداشتند.

به باور جمیل سعید بیگ، دو دستاورد بعد از اعلان مشروطیت در ایران قابل توجه است. دو دستاوردی که برای رشد و توسعه جامعه مدنی بسیار ضروری هستند: انجمنها و مطبوعات. با این همه آن گونه که در نامه ها قید شده، هم کار تأسیس انجمنها و هم فعالیت چاپ و نشر به شکلی درست پیش نمی رود. به عنوان مثال، شهرستانی ها با تأسیس انجمنهایی مخصوص به شهرهای خود، امور شهر را از تهران پیگیری می کردند. می توان گفت که در تهران اگر فردی عضو یکی از انجمنها نباشد، گویی فردی بیرون از ملت است و نمی تواند مشکلات خود را به گوش کسی برساند.

سعید بیگ با بیان اینکه در فضای آزادی نسبی پدید آمده بعد از اعلان مشروطه، تنها فکر و ذکر مطبوعات سیاست است، اظهار می دارد که بحث از سیاست نیز عبارت است از حکومت بد و معیوب شاه تا آن زمان، شرایط دشواری که ایران در آن قرار دارد، فواید حکومت مشروطه و نیز ابعاد توسعه آینده کشور در روزهای پیش رو. او عنوان می دارد که همه هر آن چیزی را که به عقلشان می رسد، احمقانه، معقول، دروغ و اشتباه، در ستونهای مطبوعات درج می کنند. در واقع هم مجلسی که دائره نفوذ و قدرتش تقریباً از تهران فراتر نمی رفت، با محدود کردن اقدامات دلبخواهی و مستبدانه پادشاه، دشوار بود بتواند چاره ای برای عقب ماندگی عمومی کشور بیابد. افزون بر این، همین مجلس نیز به شکلی مؤثر و پربازده کار نمی کرد. جمیل سعید بیگ بر این نکته تأکید می کند که در ترکیه، ارتشی منظم که افرادش در یک مدرسه واحد تربیت یافته بودند، اساس دولت مشروطه را تشکیل می داد؛ اما در مقابل در ایران عناصری که آزادی خواهان یا طرفداران مشروطیت را شکل می دادند، آنچنان با هم بیگانه بودند که نمی توانستند گرد هم آیند و دولتی تشکیل دهند. به همین علت نمایندگان با آنکه به طور پیوسته یک و نیم سال گرد هم آمدند، نه تنها نتوانستند قوانینی آماده سازند، بلکه حتی نتوانستند در برابر حکومت استبدادی (شاه) نیز تدبیری اتخاذ کنند. از اینرو دولت مشروطه ایران در واقع عبارت بود از اجتماع گروه های گوناگون و فاقد تجربه اداره عموم. اگرچه مشروطیت نتیجه و دستاورد یک جنبش مردمی بود، اما دیری نگذشت که همگان فهمیدند نظام مبتنی بر اصول دموکراتیک، اساسی ترین نیاز کشور نیست. به گونه ای که گذار به جمهوری به عنوان مرحله بعد از مشروطیت در ایران تحقق نیافت و اندک زمانی بعد و تحت رهبری رضاخان که ژنرالی فاقد تحصیلات نظامی بود، حکومتی دیکتاتوری تأسیس شد و به دنبال آن نیز مدرن سازی ای اقتدارگرا آغاز گشت.
اندک زمانی بعد از اعلان مشروطه، مرگ مظفرالدین شاه باعث شد تا راه برای سلطنت محمدعلی شاه (١٢٥١-١٣٠٥) که گفته می شود از همان دوران شاهزادگی تحت تأثیر روسیه قرار داشت، هموار شود. نارضایتی شاه جدید از نظام مشروطه و نگرانی روسیه از افزایش نفوذ انگلیس در ایران موضوعی است که علاقمندان به این حوزه از آن آگاه هستند. به اعتقاد جمیل سعید بیگ این دو علت اساسی باعث شدند تا مجلس در ایران آن جایگاه و وقار ویژه را به دست نیاورد. به گونه ای که مخالفت شیخ فضل الله نوری (١٢٢٧- ١٢٨٨ شمسی) با نظام جدید در پی نزدیکی شاه و او؛ قتل صدراعظم امین السلطان از سوی افراد ناشناس؛ و سوء قصد با بمب به جان شاه در ٨ اسفند ١٢٨٦ باعث شد تا سلسله ای از حوادث آغاز شود که منتهی به به توپ بسته شدن مجلس به دست بریگارد قزاق گردید. انحلال مجلس باعث ناراحتی جمیل سعید بیگ که طرفدار دوآتشه مشروطه بود، شد. او ضمن بیان اینکه برای مشاهده چپاول مجلس بعد از به توپ بسته شدن آن به میدان توپخانه رفته است، مراتب ناراحتی خود را به یک افسر اینگونه ابراز داشته است: «آیا می دانید که با به توپ بستن مجلس تا وقت عصر از نظر مادی فقط توانستید این اندازه آن را تخریب کنید، اما از نظر معنوی باعث تحکیم آن شدید؟ زیرا مشروطیتی که با ریخته شدن خون تأسیس شود، هزار برابر محکمتر از مشروطیتی خواهد بود که به واسطه سفارت انگلیس به دست آمده باشد».

سنت نوشتن خاطرات و یا نامه های سیاسی در میان رجال حکومتی عثمانی در قیاس با ایران بسیار اندک است. از اینرو منابع دست دوم که در تحقیقات تاریخی سودمند باشند، محدود هستند. با این همه جمیل سعید بیگ، بر خلاف عادت مرسوم، جنبش مشروطه را که یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است، و همراه با مقایسه آن با رخدادهای روی داده در عثمانی و از نگاه یک دولتمرد آگاه بازگویی کرده است. تمام نوشته های سعید بیگ که طرفداری او از نظام مشروطه در ایران را نشان می دهد، ارزش آن را دارند که از سوی محققان در زمینه ایران به دقت مورد مطالعه قرار گیرند.


١. علی ارغون چنار این نامه ها را در کتابی جمع آوری و منتشر کرد. کتاب مزبور به فارسی نیز ترجمه و در ایران منتشر شده است:
جمیل سعید بیک، نامه های ایران، گزارش کارگزار دولت عثمانی از تحولات مشروطه ایران، به کوشش علی ارغون چنار، ترجمه حسن حضرتی، نشر لوگوس، تهران 1396.
٢ . عثمان قاراجان در سال 2019 در این مورد رساله ای دکتری با این عنوان نوشته است:
“Cemil Said Bey (Dikel), Hayatı-Eserleri ve İran’daki Siyasi Meselelere Bakışı”

ایران، مشروطه ایرانی، جمیل سعید بیگ

آیا ایران بازنده جنگ قره باغ است؟

امید باشار

جنگ دوم قره باغ فرصتی برای نزدیکی تهران به باکو فراهم آورد، اما فهم نادرست وزارت خارجه ایران از تحولات میدانی باعث تضعیف تهران در قفقاز گشت.

پیام توافق نفتی ایالات متحده امریکا و ی.پ.گ. برای ایران

امید باشار

این توافق غیررسمی هم به زیان رژیم اسد و در نتیجه ایران است و هم آشکارا امنیت ملی ترکیه را تهدید می کند.