جایگاه ایران در افکار عمومی کشورهای عربی

محمد عبدالمجید سردبیر/کارشناس ارشد

تغییر تصویر ایران در افکار عمومی جهان عرب بیش از آنکه محصول تبلیغات آمریکا، سعودی و اسرائیل باشد، معلول تحولات اخیر در منطقه و مداخله ایران در کشورهای عربی به ویژه سوریه است.

چندی پیش علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی با بیان اینکه موج تنفر از آمریکا در منطقه واکنش طبیعی مردم نسبت به جنایتهای آمریکاست، اظهار داشت: آمریکایی ها باید بفهمند که مردم منطقه از آنها به دلیل جنایتهایشان متنفرند و این تنفر یک جا خود را نشان خواهد داد. اظهارات خامنه ای اگرچه بدون شک درست است، اما در آن تنها نصف واقعیت بیان و نصف دیگر سانسور شده است. نتایج آخرین نظرسنجی افکار عمومی در کشورهای عربی مؤید این ادعاست.

نظرسنجی مرکز عربی پژوهشها و مطالعات سیاسی

حدود دو هفته قبل، مرکز عربی پژوهشها و مطالعات سیاسی هفتمین گزارش شاخصهای عربی ٢٠١٩-٢٠٢٠ را منتشر کرده است. این گزارش بر اساس نظرسنجی ميدانی صورت گرفته در ١٣ کشور عربی شامل مراکش، الجزایر، تونس، موریتانی، مصر، سودان، عربستان سعودی، کویت، قطر، عراق، اردن، فلسطین و لبنان که ٨٦ درصد از مجموع شهروندان کشورهای عربی در آنها سکونت دارند، تهیه شده است. ٢٨٠٠٠ نفر در این نظرسنجی گسترده که عملیات میدانی تهیه آن بین نوامبر ٢٠١٩ و جولای ٢٠٢٠ انجام شده، شرکت کردند.

پیش از پرداختن به نتایج به دست آمده، بایستی نکات زیر را یادآور کنیم. ١- این مرکز با توجه به سابقه و اعتبار علمی و پژوهشی از مهمترین مراکز مطالعاتی در جهان عرب به شمار می رود، ٢- نتایج نظرسنجی را با توجه به حجم گسترده افراد شرکت کننده و موازین علمی رعایت شده در مراحل مختلف آن، می توان از میزان اعتبار بالایی برخوردار دانست. ٢- موضع این مرکز مطالعاتی مستقر در دوحه، نسبت به ایران ملایم است و نمی توان برچسب ضدایرانی بودن به آن زد و همچنین نمی توان نتایج گزارشهایش را قلب واقعیت توسط مخالفان ایران در منطقه دانست. ٣- نظرسنجی صرفا مختص ایران نیست و هدف از آن، ارائه تصویری از ارزیابی افکار عمومی در جهان عرب نسبت به موضوعات مختلف از جمله رضایت شهروندان از شرایط اقتصادی و معیشتی، اعتماد آنها به سیاست دولتهای خود، نگاه به دموکراسی و مشارکت سیاسی، دین داری، ارزیابی شهروندان از سیاست دولت خود و دیگر کشورها در منطقه و... است. در این یادداشت به نتایج به دست آمده در این گزارش در مورد تصویر ایران در افکار عمومی در کشورهای عربی می پردازیم و این نتایج را با نتایج به دست آمده در اولین نظرسنجی مرکز که در سال ٢٠١١ انجام شده بود، مقایسه می کنیم.

ارزیابی سیاست خارجی ایران در قبال کشورهای عربی بحران زده

ارزیابی کلی افکار عمومی در کشورهای عربی نشان می دهد که اکثریت، ارزیابی منفی از سیاست خارجی ایران در کشورهای عربی دارند. ٥٨ درصد افکار عمومی سیاست ایران در جهان عرب را منفی ارزیابی کرده و در مقابل  ٢٥ درصد آن را مثبت دانسته اند. چنانچه بخواهیم تصویر ایران را در مقایسه با دیگر کشورها بدانیم کافی است به این مورد اشاره شود که موقعیت ترکیه در افکار عمومی جهان عرب کاملا بر عکس ایران است. ٢٨ درصد افکار عمومی، سیاست ترکیه را منفی دانسته و در مقابل ٥٨ درصد آن را مثبت ارزیابی کرده اند. ارزیابی افکار عمومی از سیاست خارجی ایران بر اساس کشورها نیز نشان می دهد که در مورد مسئله سوریه، ارزیابی منفی از سیاست این کشور ٦٠  درصد و مثبت ٢٤ درصد، در مورد بحران یمن، ارزیابی منفی ٦١ درصد و مثبت ٢٣ درصد و در موضوع مسئله فلسطین، ارزیابی منفی ٥٨ درصد و مثبت ٢٣ درصد برآورد شده است.

منابع تهدید امنیت و ثبات منطقه

یکی از سؤالات مطرح شده در نظرسنجی ٢٠١٩-٢٠٢٠، ارزیابی از منابع تهدید امنیت و ثبات منطقه است. بر اساس نتایج، اسرائیل همچنان بزرگترین منبع تهدید امنیت و ثبات منطقه با بیش از ٨٩ درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی است. دومین منبع تهدید امنیت منطقه، ایالات متحده با ٨١ درصد است. ایران در مرتبه سوم قرار دارد. ٦٧ درصد پاسخ دهندگان، ایران را به عنوان بزرگترین تهدید برای امنیت و ثبات منطقه دانسته اند. در گزارش ٢٠١١، اسرائیل با ٥١ درصد بزرگترین منبع تهدید امنیت منطقه معرفی شده بود. ایالات متحده نیز با ٢٢ درصد در مرتبه دوم قرار گرفت و ایران تنها با ٥ درصد در مرتبه سوم قرار داشت.

ارزیابی از بالاترین تهدید برای کشورهای پاسخ دهندگان

اگرچه اسرائیل همچنان در رتبه نخست قرار دارد و ٢٣ درصد افکار عمومی آن را بزرگترین تهدید برای کشورهایشان می دانند، اما ایران یک درصد کمتر از آمریکا با میانگین ١٣ درصد در مرتبه سوم قرار گرفته است.  نتایج امسال نشان می دهد که از نظر افکار عمومی عربها، تهدیدی که از طرف ایران متوجه کشورهایشان می شود، در سطح تهدید آمریکاست. چنانچه بخواهیم موقعیت ایران با ترکیه را مقایسه کنیم، می بینیم که علیرغم تبلیغات گسترده علیه ترکیه، فقط ٢ درصد افکار عمومی، ترکیه را به عنوان بزرگترین تهدید برای کشورهایشان دانسته اند. همچنین مقایسه این نتایج با نتایج نظرسنجی 2011 نشانگر تغییر عمیق در تعریف تهدید از نظر افکار عمومی جهان عرب است. در آن سال، اسرائیل ٣٥ درصد، آمریکا ١٤درصد و ایران فقط ٧ درصد به عنوان بزگترین تهدید معرفی شده بود. 

تحلیل

نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که اظهارات مکرر مقامات جمهوری اسلامی و ادعای چند روز پیش روزنامه کیهان در مورد محبوبیت ایران نزد افکار عمومی کشورهای عربی با واقعیت بسیار فاصله دارد. علیرغم تلاش رسانه های جمهوری اسلامی و طرفدارانش برای ارائه تصویری مثبت از سیاستهای جمهوری اسلامی در منطقه، ایران در زمینه جذب آرای موافق و همدلی مخاطبان توفیق چندانی نیافته است.

ارزیابی منفی از سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی محدود به افکار عمومی کشورهای رقیب و یا دارای مشکلات با این کشور مانند عربستان سعودی و بحرین نیست. این مسئله اگرچه نظر برخی مقامات ایرانی را به خود جلب کرد و تعجب آنها را باعث شد، اما از تحلیل چرایی آن طفره می روند. مدتی پیش یکی از دیپلماتهای برجسته ایرانی در یادداشتی نوشت که در یکی از کشورهای خلیج در یک نشست شرکت داشت و با وجودی که کارشناسان از عربستان سعودی، امارات و بحرین در آن نشست شرکت نداشته و فقط از کشورهای عربی دوست مثل عمان، قطر و عراق حضور داشتند، با وجود این مواضع عربهای حاضر در جلسه، یکپارچه ضدایرانی بود. به گفته این دیپلمات باسابقه آنها نه تنها به خاطر اقدامات ایران در مقابله با داعش در عراق و سوریه و حمایت از فلسطینی ها متشکر نبودند، بلکه نقش ایران را مداخله و اجرای سیاستهای ثبات زدا می خواندند و ایران را سرزنش و محکوم می کردند. در حقیقت، تلاش جمهوری اسلامی برای صدور انقلاب اگرچه یکی از دلایل شک و تردید، ترس و بی اعتمادی و بدگمانی حکومتهای کشورهای عربی نسبت به جمهوری اسلامی بود، اما این امر در افکار عمومی بازتاب چندانی نداشت. تغییر تصویر ایران در افکار عمومی جهان عرب بیش از آنکه ریشه تاریخی و فرهنگی دارد و یا محصول تبلیغات و بازیهای رسانه ای آمریکا، سعودی و اسرائیل باشد، معلول تحولات اخیر در منطقه و مداخله ایران در کشورهای عربی به ویژه سوریه است.

ده سال قبل جمهوری اسلامی با استفاده از شرایط منطقه ای و بین المللی و ضعف کشورهای عربی توانست در کشورهای عربی اعمال نفوذ کند و به تدریج پنداشت که دوباره به دوران اقتدار و اعتبار کوروش و داریوش هخامنشی با ایدئولوژی انقلابی شیعه بازگشت. بارها از زبان مقامات جمهوری اسلامی از گسترش دامنه اقتدار ایران به سواحل دریای مدیترانه سخن به میان رفت. گزاف نیست اگر بگوییم اعتبار و موقعیت جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان عرب بعد از بهار عربی به شدت افول یافته است. این کشور که طی سه دهه ادعای وحدت میان مسلمانان و تقریب بین مذاهب اسلامی، حمایت از مستضعفین، حمایت از فلسطین و... داشته، با حمایت و پشتیبانی از رژیم بعثی اسد اعتبارش را در میان اکثریت افکار عمومی جهان عرب از دست داده است. شاید بتوان حمایت ایران از اسد خونخوار را در چارچوب منافع ملی آن کشور تفسیر کرد، اما جمهوری اسلامی با این کار نشان داد که نه برای مسلمانان که برای آرمانها و شعارهای انقلابی خود هم پشیزی ارزش قائل نیست. افکار عمومی دیگر ایران را نه بر مبنای شعارها که بر مبنای اقداماتش مورد ارزیابی قرار می دهند. ایران که بیش از چهار دهه شعارهای استکبارستیزی، مقابله با توسعه طلبی و دخالت آمریکا در منطقه یدک می کشد، اکنون به جایی رسیده که از نظر اکثریت افکار عمومی جهان عرب، خود مصداق استکبار، توسعه طلبی و دخالت در منطقه شده است.

اگرچه ورود ایران به سوریه، نفوذش در عراق و دخالتش در یمن باعث افزایش قدرت منطقه ای آن شده، اما ظهور گروه های افراطی، تشدید بحرانها و پیچیدگی و تنش در منطقه، تقویت موج شیعه و ایران هراسی برخی از نتایج سیاست جمهوری اسلامی در ده سال اخیر بوده است. تخریب چهره ایران بیش از آنکه محصول طرحهای شیعه هراسی و ایران هراسی عربستان و اسرائیل و... باشد، نتیجه عملکرد جمهوری اسلامی است.

نتیجه گیری

موقعیتی که جمهوری اسلامی به خاطر موج سنگین تبلیغات و حمایت ادعایی از فلسطین و گروه های مقاومت در میان افکار عمومی جهان عرب به دست آورده بود، پس از بهار عربی و به ویژه بحران سوریه از دست داد و به نظر نمی رسد دیگر بتواند آن را دوباره به دست بیاورد. اکثریت عربها به این باور رسیدند که هدف ایران از حمایت از فلسطین و مقاومت، بهبود قدرت چانه زنی اش در معادلات منطقه ای و تقویت جایگاهش در سطح بین المللی است و فلسطین ابزاری برای تحقق این هدف بیش نیست.

نتایج نظرسنجی اخیر نشان می دهد که طرح ایران در کشورهای عربی نه تنها از حمایت اکثریت برخوردار نیست، بلکه اکثریت، جمهوری اسلامی را به عنوان منبع تهدید می دانند. درست است که ایران توانست نفوذ خود را در برخی کشورهای عربی گسترش دهد، اما حمایت افکار عمومی را از دست داد. اعتراضات مردمی شیعیان عراق و لبنان نسبت به ایران و هم پیمانانش در این کشورها نشان داد که ایران در حال از دست دادن اعتبار خود در میان شیعیان عرب منطقه است، چه برسد به غیرشیعیان.
 

تصویر، ایران، افکار عمومی، کشورهای عربی

رئیس جمهور بعدی ایران یک سپاهی خواهد بود؟

محمد عبدالمجید

انتخاب رئیس جمهور از میان فرماندهان سپاه پاسداران چیزی بیش از انتقال این نهاد از پشت پرده به جلوی صحنه نیست.

برجام به کدام سمت می رود؟

محمد عبدالمجید

نباید از اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه ایران بایستی "فورا به تعهدات برجامی خود پایبند شود" اینگونه برداشت شود که ایالات متحده حاضر نیست جمهوری اسلامی را به این اقدام ترغیب کند.