پیام توافق نفتی ایالات متحده امریکا و ی.پ.گ. برای ایران

امید باشار کارشناس ارشد گروه جامعه - فرهنگ

این توافق غیررسمی هم به زیان رژیم اسد و در نتیجه ایران است و هم آشکارا امنیت ملی ترکیه را تهدید می کند.

در روزهای گذشته، توافق شرکت نفتی امریکایی دلتا کرسنت انرژی با "نیروهای دموکراتیک سوریه" در زمینه استخراج و توسعه چاه های نفت در شمال شرق سوریه بازتاب گسترده ‌ای در رسانه ‌های بین‌ المللی داشت. شاخه سوری گروه تروریستی پ.ک.ک. یعنی گروه تروریستی ی.پ.گ./ پ.ی.د. تحت پوشش نام "نیروهای دموکراتیک سوریه" فعالیت می کند. بر اساس برخی ادعاها، شرکت مزبور در واقع مؤسسه ای است پوششی که از سوی نظامیان و نیروهای اطلاعاتی سابق امریکایی اداره می شود. این توافق از یک سو به معنای آن است که گروه تروریستی ی.پ.گ./ پ.ی.د. به صورت ضمنی از طرف ایالات متحده امریکا به عنوان یک بازیگر مشروع مورد پذیرش واقع شده و از سوی دیگر این کشور به دنبال ایجاد منبعی اقتصادی برای این گروه تروریستی است تا در شمال سوریه منطقه خودگردان یا دولت کوچک خود را ایجاد کند. برخی کارشناسان معتقدند که با این توافق، گروه تروریستی به درآمد سالانه ای تا ٧ میلیارد دلار دست خواهد یافت. این توافق غیررسمی هم به زیان رژیم اسد و در نتیجه ایران است و هم آشکارا امنیت ملی ترکیه را تهدید می کند.

به نظر می رسد این موضوع به معضلی برای ایران تبدیل خواهد شد. کما اینکه پیشکش شدن چاه های نفت سوریه به بازیگران غیردولتی با منافع ایران که دیرزمانی است در منطقه با رژیم سوریه همگام است، در تضاد است. چراکه حتی خود سیاستمداران ایرانی نیز تأکید کرده اند که ایران برای نگه داشتن اسد در قدرت بهای سنگین اقتصادی پرداخته است. در حالی که ایران حتی هزینه های مصرفی خود را جبران نکرده، طبیعی است که اعطای شتاب زده چاه های نفت سوریه به یک گروه تروریستی باعث نارضایتی این کشور شود. از سوی دیگر ایران، هم مصادره منابع مالی رژیم اسد را امری نادرست می داند و هم مخالف آن است که ی.پ.گ./ پ.ی.د. از نظر اقتصادی به سطحی برسد که بتواند به شکلی مستقل حرکت کند. در کنار این، واشینگتن که با «قانون تحریمی سزار» برعلیه رژیم اسد در ماه ژوئن، دایره را بر ایران نیز باز تنگتر ساخت، با قائل شدن امتیازهای مشخصی نسبت به مناطق تحت کنترل کردها در مقایسه با دیگر مناطق سوریه، موجب شد که بسان ترکیه، برای ایران نیز تهدیدی پدید آید. از اینرو ایران بلافاصله نسبت به تقسیم نفت سوریه میان ایالات متحده امریکا و ی.پ.گ./ پ.ی.د. واکنش نشان داد. سیدعباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، با معرفی امریکا به عنوان یک نیروی اشغالگر در سوریه، «هر نوع توافق بر سر نفت سوریه را غیرقانونی» خواند.

موضوع ارسال نفت به بازارهای جهانی بر اساس این توافق، ابعاد جهانی نیز دارد. بندر بیروت که چند روز پیش با انفجاری مهیب نابود شد، بهترین گزینه برای صادرات نفت سوریه به شمار می آمد. گزینه دوم نیز بندر حیفای اسرائیل البته با گذر از اردن خواهد بود. زیرا ترکیه نسبت به عرضه این نفت به بازار انرژی از خاک خود نگاه مثبتی نخواهد داشت. لذا احتمالا در این مرحله گذرگاهی امن میان شمال سوریه و اردن ایجاد خواهد شد. گروه های مخالف رژیم که مدتی است توسط امریکا در التنف در نزدیکی مرز اردن آموزش می بینند، می توانند برای این مقصود به کار بیایند. اما از آنجایی که بخشی از منطقه ای که گذرگاه مزبور از آنجا عبور می کند، تحت کنترل رژیم اسد قرار دارد، این احتمال می رود که در روزهای آتی این مناطق مورد حمله گروه های تروریستی داعش و یا ی.پ.گ./ پ.ی.د. قرار گیرند.

تقویت ساختار خودمختار این گروه تروریستی در شمال سوریه، ایران را نیز باید دست کم به اندازه ترکیه نگران سازد. چراکه شبه نظامیان ایران حاضر در سوریه، می توانند اولین هدف احتمالی این ساختار در آینده باشند. سرد بودن روابط کردها با ایران از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی امریکا، بر کسی پوشیده نیست. در واقع مدتی است که امریکا سعی در متحد ساختن گروه های کردی برعلیه ایران دارد. با توافق اخیر، شورای ملی کردهای سوریه نیز که نزدیک به بارزانی است، وارد همان خط مشی ی.پ.گ./پ.ی.د. شده است. همپیمانی کردی در سوریه می تواند در کوتاه مدت در عراق نیز تحقق یابد. اگر این احتمال به واقعیت بپیوندد، دست ایران در عراق و سوریه تضعیف خواهد گشت.

همزمان با این اوضاع، «سیاست فشار حداکثری» امریکا برای منفعل ساختن ایران در منطقه، به شکلی فعال در حال اجراست. مواضع متعلق به ایران در سوریه مدتی است مورد حملات اسرائیل قرار می گیرند و حتی در روزهای اخیر ادعاهایی وجود دارد مبنی بر اینکه به واسطه خرابکاری هایی مانند انفجار نطنز، درگیری میان ایران و اسرائیل دیگر به داخل ایران کشیده شده است. اگر از این زاویه به موضوع نگریسته شود، معلوم می شود که امریکا برای از پای درآوردن نظامی ایران؛ کشوری که از نظر اقتصادی به زانو درآمده، بازیگری مناسبتر از یک گروه تروریستی که می تواند خود را از نظر مالی تأمین کند، نمی تواند پیدا کند. امریکا، اسرائیل و هم پیمانان آنها در خلیج به جای درگیری مستقیم با ایران، می توانند این کار را به این گروه تروریستی واگذار کنند که خود آن را به یک قدرت سیاسی و اقتصادی تبدیل کرده اند. بنابر این افزایش تحرکات پژاک، شاخه ایرانی پ.ک.ک. در روزهای پیش رو تعجب برانگیز نخواهد بود. در واقع، حملات روزافزون به نیروهای مرزبانی ایران در یک سال اخیر نشان از آن دارد که پژاک به نوعی دست گرمی پرداخته است. از اینرو دولت تهران که به بهانه امنیت ملی، در فراسوی مرزهای کشور می جنگد، احتمالاً در كوتاه مدت مجبور خواهد شد تا برای محافظت از مرزها و تمامیت ارضی خود در برابر گروه های تروریستی با آنها مبارزه کند. در مقابل این امر، انجام عملیاتی تازه از سوی ترکیه در منطقه تحت کنترل این گروه های تروریستی در سوریه و یا تأمین ثبات و آرامش در منطقه چشمه صلح با از پای درآوردن عناصر تروریستی، در این مرحله می تواند هم به کار رژیم اسد و هم ایران بیاید. زیرا علاوه بر حفظ تمامیت ارضی سوریه که آشکارا به خطر افتاده، موجبات تضعیف این گروه های تروریستی خواهد شد که تهدیدی برای ایران به شمار می آیند. منطقی ترین گزینه برای ایران که از قدرت کافی برای بر هم زدن موازنه جدید در سوریه برخوردار نیست، همکاری با ترکیه در شمال سوریه و در پاکسازی گروه های تروریستی است.

ترکیه با عملیاتهایی که در سالهای اخیر انجام داده، نشان داد که در مبارزه با گروه های تروریستی در خارج از مرزهایش می تواند ظرفیت نبرد متعارف خود را به شکلی مؤثر مورد استفاده قرار دهد. در این خصوص با برداشتن گامهایی باثبات و به رغم مخالفت روسیه و امریکا توانسته است جلوی گسترش میدانی گروه های تروریستی ی.پ.گ./ پ.ی.د. در شمال سوریه را بگیرد. اما هنوز دقیقاً مشخص نیست ایران که در جنگهای نامتقارن تواناست، در برابر گروه های تروریستی مورد حمایت امریکا که در چند سال آینده در مرز شمال عراق به تجمع قوا دست خواهند زد، چه نوع ساز و کار دفاعی در پیش خواهد گرفت. با در نظر گرفتن تضعیف نیروی قدس سپاه بعد از کشته شدن سلیمانی، می توان گفت که ایران به همراه رژیم اسد در سوریه و بعد از توافق نفتی اخیر در تنگنا قرار گرفته است.

در فضای پدید آمده اخیر آشکار است که "محور مقاومت" که ایران چهل سال برای آن سرمایه گذاری کرده، تضعیف شده است. نشانه های این ضعف در منطقه بسیار روشن است. ایران در تشکیل کابینه جدید به نخست وزیری مصطفی کاظمی نتوانست خواه در انتخاب نخست وزیر و خواه اعضای کابینه به مانند گذشته پافشاری کند و مجبور به کوتاه آمدن در برابر امریکا شد. از سوی دیگر، اگرچه حزب الله در لبنان هنوز به عنوان یک بازیگر قوی مطرح است، اما به نسبت زیادی ضعیف تر گشته است. بعد از انفجار بیروت، دولت که تا حدود زیادی از ایران حرف شنوی داشت، استعفا کرد. بدون تردید تدابیری اتخاذ خواهد شد تا دولت جدید به ایران نزدیک نباشد و ایران به خاطر شرایط سخت کشور نخواهد توانست به مانند عراق، نفوذ خود را در لبنان نیز حفظ کند. در چنین وضعیتی، لبنان نیز که بعد از عراق، جبهه دیگر "محور مقاومت" به شمار می آید، دچار تزلزل خواهد شد. این نیز باعث خواهد شد تا ایران که توانایی مقاومت اقتصادی را از دست داده، بعد از عراق تأثیرگذاری خود در لبنان را نیز از دست بدهد و بدون شک به هدفی آسانتر برای ایالات متحده امریکا و هم پیمانانش تبدیل گردد.

اگر قدرت ایران در کشورهایی مثل عراق، سوریه و لبنان تضعیف گردد، بهترین گزینه پیش رویش توافق با ترکیه در خصوص سوریه خواهد بود. منتهی ایران قبل از هر چیز باید روابطش با پ.ک.ک. و شاخه های سوری آن را مورد بازنگری قرار دهد. هرچند ایران این گروه ها را به عنوان تهدیدی ثانوی برای خود می پندارد، اما در طرح امریکا برای انتقال درگیری به داخل ایران، این گروه ها به عنوان گزینه ای آماده در نظر گرفته شده اند.

ایران از زمان آغاز جنگ داخلی سوریه نسبت به هم پیمانی اعلام نشده رژیم اسد با ی.پ.گ./ پ.ی.د. سکوت اختیار کرد. از اینرو به نظر می رسد در آخرین ارزیابی، تلاش ایران برای به دست آوردن منافع کوتاه مدت در برابر ترکیه به کار این کشور نخواهد آمد. زمانی که اقشار مختلف در ایران نسبت به عملیات چشمه صلح ترکیه برای پاکسازی مرزهایش از تروریستها، واکنش نشان می دادند، محتملاً بسیاری از آنان گمان نمی کردند که در کوتاه مدت این امر دردسری برای ایران نیز خواهد شد.

اگرچه طرف ایرانی تمام محاسبات خود را بر مبنای شکست دونالد ترامپ، در انتخابات ریاست جمهوری امریکا انجام داده است، اما تضمینی نیست که جو بایدن بلافاصله از دستاوردهای استراتژی ترامپ نسبت به ایران و یا از سیاست تضعیف ایران در منطقه دست بردارد. در این حال، ترکیه به عنوان دوستی برای دوران سخت، بیش از هر زمان دیگر برای ایران لازم خواهد بود.

ایران، سوریه، ترکیه، امریکا، پ.ک.ک. / ی.پ.گ

آیا ایران بازنده جنگ قره باغ است؟

امید باشار

جنگ دوم قره باغ فرصتی برای نزدیکی تهران به باکو فراهم آورد، اما فهم نادرست وزارت خارجه ایران از تحولات میدانی باعث تضعیف تهران در قفقاز گشت.

تركی، زبانی گیر افتاده میان نظام و ملی گرایان ایرانی

امید باشار

زبان ترکی در ایران در کوتاه مدت از سویی از جانب حكومت مورد احترام قرار خواهد گرفت و از سوی دیگر، موجب ناراحتی برخی از گروه های ملی گرا خواهد شد.