استراتژی ترامپ در تغيير رژيم تهران محكوم به شكست است

انتصاب دی آندريا نشانگر تغيير قابل توجهی در سياست واشنگتن نسبت به ايران است.

اعمال اين سياست در حال حاضر به تندرویان ايران كمك خواهد كرد تا دیدگاه مربوط به توجيه سياستهای سركوبگرانه در داخل كشور را پيش ببرند.

همانطور كه در تحلیل قبلی بدان اشاره شد، دیدار پرزیدنت ترامپ از عربستان سعودی نشانگر فصل جدیدی در سیاست واشنگتن در مقابله با ایران بود. گام عملی در رسیدن به این هدف و ایجاد بی ثباتی در ایران و احتمالا براندازی نظام، انتصاب مایكل دی آندریا، مأمور عملیات مخفی و مدیر پیشین مركز ضد تروریستی در سازمان اطلاعات مرکزی (سیا)، به عنوان مسئول بخش عملیات ایران در این سازمان می باشد.

دی آندریا یا آنگونه كه همکاران وی در سازمان سیا او را "شاهزادۀ تاریکی"، "آیت الله مایك" و یا "مأمور كفن و دفن" می نامند، به خاطر مبارزۀ مؤثر علیه القاعده و از بین بردن اسامه بن لادن و بسیاری از اعضای ارشد این سازمان، فردی شناخته شده است. بنابر گزارشها او از چهره های اصلی سازماندهی حملات هواپیماهای بدون سرنشین است كه بسیاری از مظنونان تروریستی را در افغانستان، پاكستان و یمن مورد هدف قرار دادند که در طی آنها هزاران نفر از شبه نظامیان اسلامگرا و صدها نفر غیرنظامی به كام مرگ فرستاده شدند.

دی آندریا یا "شاهزادۀ تاریکی" و یا "آیت الله مایك"، به خاطر مبارزۀ مؤثر علیه القاعده و از بین بردن اسامه بن لادن و بسیاری از اعضای ارشد این سازمان، فردی شناخته شده است.


روشن است كه این انتصاب نشانگر تغییر قابل توجهی در سیاست واشنگتن نسبت به ایران است. تحلیلگران اطلاعاتی انتظار دارند دی آندریا فشار مضاعفی بر رژیم ایران به ویژه سپاه پاسداران و شاخۀ عملیات برون مرزی آن یعنی نیروی قدس وارد آورد كه از جمله می توان به هدف قرار دادن احتمالی قاسم سلیمانی اشاره کرد؛ مأموریتی كه غیرممكن و یا حداقل فوق العاده خطرناك به نظر می رسد.

فردی كه توانست از عهدۀ مأموریتهای دشواری شبیه به آنچه كه بر علیه عماد مغنیه یا بن لادن انجام شد، برآید قادر است بار دیگر دست به كاری مشابه بزند.


به عنوان مثال هارولد رود تحلیلگر اطلاعاتی كه به مدت بیست و هشت سال در دفتر وزارت دفاع كار كرده است، معتقد است كه سالهای ریاست جمهوری ترامپ دشوارترین دورانی خواهد بود كه تهران از آغاز انقلاب تاكنون تجربه خواهد کرد. از نظر رود، واشنگتن و همپیمانان تاكتیكی آن در حوزۀ خلیج فارس و پیرامون آن قصد دارند تا با استفاده از فرصتی كه دولت جدید ایجاد کرده، بیشترین آسیب را به تهران بزنند. او می گوید "افرادی كه اکنون آمریكا را اداره می كنند، ایران را به خوبی می شناسند. اگر ایرانیان قصد شیطنت داشته باشند، آمریكا آماده است تا آنها را سر جای خود بنشاند." رود در رابطه با امكان و دشواری هدف قرار دادن سلیمانی می گوید "فردی كه توانست از عهدۀ مأموریتهای دشواری شبیه به آنچه كه بر علیه عماد مغنیه یا بن لادن انجام شد، برآید قادر است بار دیگر دست به كاری مشابه بزند. واقعیت این است كه کار مذکور شدنی است. اگر من جای ایرانیان بودم، نگران می شدم."

با این حال همانگونه كه روزنامۀ وال استریت ژورنال می نویسد مركز مأموریتی نوبنیاد سیا برای مقابله با ایران می بایست به جای شكار سلیمانی، بیشتر بر روی جمع آوری اطلاعات مربوط به منافع، اهداف و فعالیتهای ایران متمركز شود؛ كشوری كه هدفی پیچیده برای سیا شده است. در این گزارش آمده است: "مركز مأموریت ایران می بایست تحلیلگران، پرسنل و متخصصان عملیاتی را از بخشهای مختلف آژانس گرد هم آورد تا در كنار هم علیه ایران فعالیت كنند، درست همانند مركز مأموریتی جدید علیه كره كه ماه گذشته و در جهت مقابله با كرۀ شمالی راه اندازی شد."

از آنجا که آمریكا در ایران سفارتخانه ندارد تا فعالیتهای دیپلماتیك خود را پوشش دهد، آژانسهای اطلاعاتی آمریکا عملا دسترسی بسیار محدودی به کشور ایران دارند.


كار این مرکز بر روی جذب و حفظ شبكۀ سازمان سیا از عوامل ایرانی مقیم داخل و خارج از كشور و به منظور نفوذ به كشور جهت فعالیتهای جاسوسی متمركز شده است. اما این استراتژی محكوم به فنا است. تاریخ جمهوری اسلامی نشان می دهد كه ایرانیان در پشت سر گذاشتن چالشهای نوپا موفق بوده اند. این اصطلاح در دنیای اطلاعات با نام "قلمرو غیر قابل نفوذ"(Denied Territory)  شناخته می شود، به این معنی كه به علت عدم دسترسی به كشور مورد هدف، جمع آوری اطلاعات در مورد آن كار دشواری است و از آن دشوارتر دامن زدن به مقاومت مدنی است. از آنجا که آمریكا در ایران سفارتخانه ندارد تا فعالیتهای دیپلماتیك خود را پوشش دهد، آژانسهای اطلاعاتی آمریکا عملا دسترسی بسیار محدودی به کشور ایران دارند. ناگفته پیداست كه ایران از دیرباز نسبت به هر شخصی كه مظنون به همكاری با ایالات متحده باشد، هوشیار بوده است. سرویسهای اطلاعاتی در ایران تقریبا چهل سال را پشت سر گذاشته اند تا با هر گونه عملیات مخفی آمریكا-اسرائیل مقابله نمایند.

در گذشته آمریكا بارها تلاش کرد تا به "قلمرو غیر قابل نفوذ" مانند اتحاد جماهیر شوروی سابق یا كرۀ شمالی نفوذ كند تا از میزان پیشرفت هر دو كشور در توسعۀ برنامه های سلاح اتمی آنها مطلع گردد، اما تمام این تلاشها با شكست مواجه شدند. این موضوع كه اتحاد جماهیر شوروی كشوری متخاصم بود كه سعی داشت مرزهای خود را گسترش دهد، عزم آمریكا را برای كسب اطلاعات دربارۀ اهداف مسكو و توانمندیهای آن دوچندان کرد. با این حال "عدم وجود جاسوس و درز نکردن اطلاعات از جانب روسها و عدم دسترسی آمریكا به اطلاعات" مانع از آن شد كه سیا بتواند برآورد لازم را از پایان انحصار اتمی خود داشته باشد.

همانند آنچه كه در حال حاضر در مورد ایران دیده می شود، عوامل اطلاعاتی آمریكا در داخل روسیه صفر بود و حتی زمانی كه سیا شروع به جذب و آموزش شهروندان روسی برای همكاری با آمریكا به عنوان عامل و جاسوس کرد، سرویس اطلاعاتی روسیه، كمیتۀ امنیت دولت (ك. گ. ب) بسیاری از آنها را شناسایی، دستگیر و بلافاصله اعدام نمود. متعاقبا، آمریكا به روشی كم خطر روی آورد و از فناوری جدید برای انجام مأموریتهای شناسایی با پرواز پهپادها در ارتفاعات بالا و بر فراز اتحاد جماهیر شوروی برای كسب اطلاعات حیاتی استفاده کرد.

واشنگتن شكست مشابهی را در كسب اطلاعات انسانی از كرۀ شمالی و از طریق جاسوسها و درز اطلاعات تجربه نموده است. لذا دولتهای آمریكا به بررسی وضعیت كرۀ شمالی از نزدیك شروع کرده و از نفوذ هوایی برای كسب اطلاعات مهم سود جستند. سیستم مادون قرمز پنتاگون که در فضا مستقر است، از چندین نوع حسگر و ماهواره برای پوشش مساحتی بیشتر در کره شمالی استفاده می كند.

انتصاب دی آندریا با استراتژی جدید اسرائیل و عربستان جهت تشدید جنگ نیابتی با ایران از طریق دامن زدن به ناآرامی در میان اقلیتهای ایران همسو است.


دی آندریا كه از این مسائل آگاه است، احتمالا روش متفاوتی در همكاری با رقبای منطقه ای ایران مانند عربستان سعودی و اسرائیل در پیش خواهد گرفت. سعودیها از گروه های شبه نظامی بلوچستان پاكستان كه دست به عملیاتی در سراسر مرزهای ایران در استان سیستان و بلوچستان می زنند، حمایت می كنند. هم عربستان و هم اسرائیل مصمم هستند تا بلوچستان را به كانون جنگ نیابتی با ایران تبدیل كنند و انتصاب دی آندریا با استراتژی جدید اسرائیل و عربستان جهت تشدید جنگ نیابتی با ایران از طریق دامن زدن به ناآرامی در میان اقلیتهای ایران همسو است.

حربۀ استراتژیك ایران ورود به عملیات از طریق گروه های نیابتی مانند حزب الله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین و گروه های شبه نظامی در عراق است.


با این حال اگر واشنگتن-ریاض-تل آویو می خواهند عملیات مخفی علیه ایران شروع كنند، ایران نیز احتمالا به شیوۀ خود پاسخ خواهد داد. حربۀ استراتژیك ایران ورود به عملیات از طریق گروه های نیابتی مانند حزب الله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین و گروه های شبه نظامی در عراق است. ناگفته پیداست كه ایران احتمالا به شكلی استراتژیك از داعش علیه منافع آمریكا استفاده نماید. این اولین باری نخواهد بود كه سپاه پاسداران دست به اتحادی تاكتیكی با دشمن قسم خوردۀ آمریكا می زند. سازمان اطلاعات آمریكا معتقد است كه برخی تروریستهای القاعدۀ مستقر در ایران به عنوان نمایندگان رژیم در حملات علیه آمریكاییان ایفای نقش کرده اند. برای نیروی قدس استفادۀ مشابه از داعش، کار دشواری نخواهد بود. رهبری ایران با در دست داشتن چنین اهرمی به خوبی آگاه است كه واشنگتن كوچكترین امكانی برای بركناری رژیم در تهران ندارد. در چنین شرایطی، استقبال آمریكا از موضوع تغییر رژیم ایران برخلاف منافع خود این كشور خواهد بود.

این اقدام واشنگتن سركوب در ایران را تشدید خواهد کرد و دسترسی آمریكا به مردم و دولت ایران را كه معمولا موضوع مورد علاقۀ تندروهای ایران است، محدود خواهد کرد چراكه تندروها اغلب مخالفان خود را به جاسوسی برای آمریكا متهم می كنند. ناظران مسائل ایران پیشتر اظهار داشته بودند كه سیاست فعلی آمریكا برای تغییر رژیم ایران نیروهای ناسیونالیست داخل کشور را به شدت منزوی خواهد نمود، مخالفان و اپوزیسیون واقعی را بی اعتبار خواهد ساخت، و افراد دو تابعیتی در داخل ایران را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد. اعمال این سیاست در حال حاضر به تندرویان ایران كمك خواهد كرد تا دیدگاه مربوط به توجیه سیاستهای سركوبگرانه در داخل كشور را پیش ببرند.

این مسأله احتمالا دولت میانه روی حسن روحانی را كه سعی دارد روابط با غرب را عادی سازد و ایران را به یک کشور معمولی تبدیل کند، منزوی می سازد.


این مسأله احتمالا دولت میانه روی حسن روحانی را كه سعی دارد روابط با غرب را عادی سازد و ایران را به یک کشور معمولی تبدیل کند، منزوی می سازد. تاكنون روحانی توانایی قابل توجهی در آرام ساختن نهادهای تندرو و سوق دادن ایران به سوی حالت معمولی از خود نشان داده است. با این حال اگر روحانی در مواجهه با این چالشهای افراطی شكست بخورد، دیدگاه او در مورد عادی سازی روابط با غرب هم راه به جایی نخواهد برد. بدتر از آن، چنین رویكردی ممكن است برنامۀ جامع اقدام مشترك (برجام) را با شکست مواجه ساخته و حتی جرقه ای برای كشمكش مستقیم با ایران باشد. سیاست تندروی دولت ترامپ علیه ایران كه از سوی كنگرۀ تحت سلطۀ جمهوری خواهان حمایت می شود، موقعیت روحانی را پیچیده خواهد ساخت. كاخ سفید و كنگره در انتخاب سیاستهای خود باید به گونه ای رفتار كنند كه موفقیت آتی دولت روحانی را تضمین کنند.

دی آندریا، امریکا، ایران، عربستان، اسرائیل، تغییر رژیم

انتصاب جان بولتون چه پیامی برای ایران دارد؟

فرهاد رضایی

قدرت نمایی آمریکا احتمالاً ایران را وادار به کنار گذاشتن سیاستهای تحریک آمیز و خصمانه خود خواهد کرد.

سیاست جدید ترامپ در قبال ایران، به پروژۀ عادی ‌سازی روابط میان ایران و آمریکا پایان می دهد

فرهاد رضایی

اگر خامنه ای قانع شود که برجام بدون همراهی واشنگتن هم می تواند برای ایران سودمند باشد، ایران ممکن است همچنان به توافقنامه پایبند باقی بماند.