دیپلماسی ایران و قطر بدون در نظر گرفتن روسیه تحقق می پذیرد؟

بحران میان روسیه و اروپا بر سر اوکراین برای ایران و قطر فرصت و مزیتی ایجاد خواهد کرد، اما هر دو کشور رفتاری خویشتندارانه از خود به نمایش خواهند گذاشت.

ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران که از زمان روی کار آمدن در مردادماه گذشته به سه کشور تاجیکستان، ترکمنستان و روسیه سفر کرد، آخرین سفر خارجی خود را در تاریخ ٢ اسفندماه به قطر انجام داد. اهمیت این سفر به این برمی گردد که این اولین سفر یک رئیس جمهور ایران به قطر طی ١١ سال گذشته است. ناراحتی کشورهای همکاری خلیج فارس از روابط نزدیک قطر با ایران، یکی از مهمترین دلایل بحران میان عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی از یک سو و قطر از سوی دیگر در شورای همکاری خلیج فارس در خرداد ١٣٩٦ بود. با این حال، حسن روحانی علیرغم اینکه کشور متبوعش یکی از دلایل بحران معرفی می شد، هیچ سفر رسمی به قطر نداشت. بنابر این، اگرچه یکی از دلایل سفر رئیسی، حضور در ششمین مجمع کشورهای صادرکننده گاز بود که از ۳ اسفندماه در دوحه با عنوان «گاز طبیعی: شکل ‌دهی آینده انرژی جهان» آغاز به کار کرد، اما در پشت پرده، موضوعات مرتبط با مذاکرات هسته ای در وین و تحولات منطقه ای قرار داشت.

در این زمینه، برخی از دیدارهایی که یکی پس از دیگری در دو ماه اخیر برگزار شد، حائز اهمیت هستند. ابتدا حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در ٢١ دی ماه به دوحه رفت و با شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر و محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه دیدار کرد. محور این دیدار، مذاکرات جاری وین درباره احیای برجام و نیز درخواست ایران از قطر برای میانجیگری در خصوص آزادی زندانیان دو تابعیتی بود که هنوز در ایران زندانی هستند. مهمترین دلیل مطرح شدن نام قطر در این روند این است که این کشور در موضوع مبادله زندانیان میان ایالات متحده آمریکا و طالبان در سال ٢٠١٤ دیپلماسی فعال و موفقی را انجام داد.

برای بررسی عمیقتر همه این موضوعات، این بار در ۷ بهمن ماه وزیر امور خارجه قطر به ایران رفت و با همتای ایرانی خود دیدار کرد. سپس امیر قطر در ١١ بهمن ماه به آمریکا رفت و به عنوان اولین رهبر از سران کشورهای حوزه خلیج فارس با جو بایدن دیدار کرد و هم در مورد مذاکرات هسته ای و سایر موضوعات مرتبط با ایران و هم در مورد روابط دوجانبه گفتگو کرد. نکته قابل توجه این بود که این دیپلماسی پس از آن صورت گرفت که رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در تاریخ 4 بهمن ماه اعلام کرد که احیای توافق هسته ای بدون آزادی زندانی های آمریکایی بعید است. پس از دیدارهای پی در پی وزرای خارجه قطر و ایران در دوحه و تهران، دیدار امیر قطر با رئیس جمهور آمریکا، تأییدی بر این موضوع بود که هم ایران و هم آمریکا موافق نقش فعال قطر برای آزادی زندانیان هستند؛ آزادی ای که مالی، آن را به عنوان پیش نیاز روند وین مطرح ساخته است.

به همه این دلایل، رئیسی در ٢ اسفندماه به دوحه رفت و پس از دیدار با امیر قطر، دو کشور ١٤ یادداشت تفاهم در زمینه های هوایی، تجاری، دریایی، رسانه ای، لغو روادید، برق، آموزشی و فرهنگی امضا کردند. چشمگیرترین مورد در این میان، توافق تهران و دوحه برای ایجاد تونل دریایی بین دو کشور بود. بر این اساس، ابتدا امکان سنجی پروژه انجام خواهد شد و سپس زیرساخت ریلی و جاده ای ایجاد خواهد گشت که بندر دیر استان بوشهر را به قطر متصل می کند.

همزمانی سفر رئیسی به دوحه با اعلامیه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه در ٢ اسفندماه مبنی بر به رسمیت شناختن استقلال مناطق جدایی طلب در شرق اوکراین، ششمین مجمع کشورهای صادرکننده گاز را که یک روز پس از آن آغاز به کار کرد، حساستر ساخت. مجمع کشورهای صادر کننده گاز که روسیه نیز یکی از اعضای مؤسس آن است و ١١ عضو دارد، ٧١ درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان، ٤٣ درصد از تولید بازار، ٥٨ درصد از صادرات گاز طبیعی مایع و ٥٢ درصد از انتقال گاز با خط لوله را در اختیار دارد. احتمال مواجهه اروپا با مشکل در خصوص تأمین گاز پس از آخرین اظهارات روسیه، ناگزیر اروپا را به جستجوی منابع جدید ترغیب کرده و این نیز انگیزه جدیدی برای تسریع روند مذاکرات هسته ای در وین شده است. در صورت احیای برجام، صادرات گاز طبیعی ایران که تحت تأثیر تحریمهای آمریکا مختل شده، شتاب بیشتری می گیرد و به این ترتیب، کمبود عرضه ناشی از روسیه به یک معنا برطرف می شود. وضعیت مشابهی نیز برای قطر صادق است. قطر به عنوان دومین صادرکننده بزرگ طبیعی مایع در جهان، مایل است این پتانسیل را پس از بحران روسیه افزایش دهد. بنابر این، تأثیر این اشتراک منافع در روابط گسترش یافته ایران و قطر بسیار زیاد است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که روسیه هم برای ایران و هم برای قطر اهمیت فزاینده ای دارد. روابط با روسیه، ستون مهمی از سیاست «نگاه به شرق» است که رئیسی از زمان روی کار آمدنش بر آن تأکید کرده است. اگرچه برخورد سرد پوتین در آخرین سفر رئیسی به روسیه باعث انتقاد افکار عمومی ایران شد و حتی برخی محافل به ویژه اصلاح طلبان تأکید کردند که باید مشکلات با جامعه جهانی برطرف شود و روابط با روسیه در سطح مشخصی حفظ شود، با این حال، ایران در موقعیتی نیست که بتواند علناً از روسیه انتقاد کند، زیرا اهمیت روسیه برای ایران در مذاکرات جاری وین بسیار حیاتی است. بنابر این، اگرچه به دلیل بحران اخیر بین روسیه و اروپا بر سر اوکراین، فرصتی برای ایران به وجود آمده است، اما به نظر نمی رسد در شرایط کنونی تهران بتواند با نادیده گرفتن روسیه، از آن استفاده کند.

در مورد قطر هم اوضاع بر همین منوال است. همکاری بین قطر و روسیه در حال افزایش است. روسیه با اولویت قائل شدن برای پروژه های زیرساختی، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را منبع مهم سرمایه گذاری در اقتصاد ملی خود می داند. در این زمینه، صندوق سرمایه گذاری مستقیم روسیه (RDIF) دارای اهمیت است. سازمان سرمایه گذاری قطر نیز در میان شرکای RDIF قرار دارد. قطر با سرمایه گذاری ١٣ میلیارد دلاری در ٧ سال گذشته، در بین سرمایه گذاران خارجی پیشرو است. این مشارکت اقتصادی که در حال حاضر در روسیه تداوم دارد، احتمالاً در سوریه نیز بازتاب خواهد داشت. برای روسیه، تقسیم هزینه با قطر در مرحله بازسازی سوریه، و برای قطر، همکاری با روسیه برای به دست آوردن نفوذ در سوریه یک فرمول برد-برد متقابل است.

یکی دیگر از کشورهای مهم سرمایه گذار در روسیه، عربستان سعودی است. بنابر این، یکی از سؤالاتی که به ذهن خطور می کند، این است که چرا روسیه در ابتکار جدید خاورمیانه ای خود، قطر را بر عربستان ترجیح داده است. در این راستا، باید گفت که رقابت روسیه و عربستان در بازارهای نفت عامل تعیین کننده ای است. دو کشور با یکدیگر به خصوص در زمینه فروش نفت به چین در حال رقابت هستند. در میان کشورهایی که چین از آنها نفت وارد می کند، روسیه در سال ٢٠١٩ رتبه اول را به خود اختصاص داد، در حالی که عربستان سعودی در سال ٢٠٢٠ این رتبه را از آن خود ساخت. روند اوپک پلاس از دیدگاه روسیه و عربستان سعودی وارد وضعیتی اختلاف برانگیز شده است. اگر از این منظر نگاه کنیم، قطر به شریک مناسب تری برای همکاری روسیه در خاورمیانه تبدیل شده است. قطر نیز با آگاهی از این موضوع، در قبال روسیه به صورت استراتژیک عمل می کند و حضور شرکتهای روسی در این کشور را تسهیل می سازد. شرکت روسی روس نفت در این زمینه دارای موقعیتی متمایز است. سازمان سرمایه گذاری قطر بخشی از سهام شرکت روس نفت را در سال ٢٠١٨ خریداری کرد و سهم قطر را به ١٩ درصد افزایش داد. علاوه بر این، در برخی مقاطع حساس در قطر، روس نفت به عنوان شاخه غیر رسمی دیپلماسی روسیه عمل کرده و نقش مهمی در موضوعات حساسی داشته که روسیه دوست نداشته چندان مورد توجه باشند. به عنوان مثال، رئیس شرکت روس نفت در مارس ٢٠١٨ از دوحه بازدید کرد و پیام شخصی ولادیمیر پوتین را به امیر قطر منتقل کرد. همچنین در چارچوب این بازدید مقرر شد مرکز تحقیقات و توسعه بین المللی روس نفت در قطر افتتاح شود. بنابر این، این روابط روزافزون میان روسیه و قطر، قطر را از اتخاذ سیاستی کاملاً متضاد با روسیه باز خواهد داشت.

با توجه به همه این موارد، باید به این نکته اشاره کرد که ایران و قطر به عنوان دو بازیگر مهم حوزه خلیج فارس، خود را برای احتمال نیل به یک نتیجه مثبت از مذاکرات وین آماده می کنند و قصد دارند در تأمین انرژی با یکدیگر همکاری کنند. با این حال، تعمیق روابط هر دو کشور با روسیه نشان از آن دارد که امکان ندارد گامهایی که برمی دارند کاملا در تضاد با روسیه باشد. بنابر این، بحران کوتاه مدت میان روسیه و اروپا برای ایران و قطر فرصت و مزیتی ایجاد خواهد کرد، اما هر دو کشور رفتاری خویشتندارانه از خود به نمایش خواهند گذاشت.

ایران، قطر، روسیه، اروپا، گاز، اوکراین

منندز مخالف ایران یا دوستدار آن؟

بیلگه خان آلاگوز

موضع ضد ترکیه ای و ضد آذربایجانی رابرت منندز، موازی گفتمان ملی گرایان فارس در ایران است.

پس زمینه تنش میان ایران و آذربایجان

بیلگه خان آلاگوز

برخی افراد و جریانات در ایران از تأکید رئیس جمهور جدید بر همکاری با همسایگان، ناراضی هستند و می خواهند این روند را با بعضی اظهارات و اقدامات خود تضعیف کنند.